جوک های سیاسی و...
گرگور بنتون در مقالهای علمی که سال ۱۹۸۸ به چاپ رسیده ادعا میکند که جوکهای سیاسی در جوامع آزاد با دیکتاتوریها تفاوت دارد. دلیل آن به گفته بنتن «واضح» است: «جامعهای که حق رای دارد نیاز ضروری به جوک سیاسی ندارد، چرا که راههای بسیار موثرتری برای آزادسازی تنشهای سیاسی وجود دارد.» در روسیه اما جوکهای سیاسی، گذشته از سطح تنش سیاسی، با رای و بدون رای، قبل و بعد از انقلابها و ضدانقلابها، در طی قرون گذشته رونق داشتهاند.
https://meidaan.com/archive/58315
به نظر می رسد که امیل دریتسِر، یکی از اولین کسانی که جوکهای شوروی را مطالعه مدوّن کرده، آنها را بهتر فهمیدهاست. وی در سال ۱۹۸۹ مینویسد:
به نظر میرسد تاییدِ هرگونه نهاد حکومتی، و مدح آن حتی در کوچکترین سطح، با طبیعتِ اینگونه فولکلور روسی در تضاد است. این فولکلور، در سطح گسترده، یک جد و جهد خصوصی است.
رانولد ریگان وقتی پرونده جوکهای سازمان سیا را نگاه میکرد تا خودش را متقاعد کند که نظام شوروی از درون پوسیده است یک نکته را فراموش کرد؛ بله، نظام پوسیده بود، اما جوکها حاکی امر دیگری بودند. همان امری که صاحبنظران و سیاستمداران وقتی به جای پوتین میگویند «روسیه» فراموش میکنند.
کشور روسیه سالهاست، اگر نه از زمان پیدایشاش، دارای شکاف عظیمی میان نخبگان حاکم و مردم، دولت و ملتش (ملتهایش)، بوده است. جوکهای سیاسی در دوران معاصر و تاریخ دوردست داستانِ فهمِ این جدایی را روایت میکنند. به شخصه فکر نمیکنم حتی اگر در آینده نزدیک کسی روی کار بیاید که منافع مردم را در نظر بگیرد این امر تغییر کند؛ کسانی که بر آنها حکومت میشود از دولت فاصله میگیرند و خود را جزئی از نظام نخواهند دید.
شاید این همان نکتهای باشد که باید در بحثهای رایج درباره مجازات کردن «روسیه» و به زانو درآوردن نظام آن در نظر گرفته شود. شکافها را باید دید و در نظر گرفت؛ آنچه این جوکها هدف گرفتهاند باید هدف مجازات قرار گیرد، نه کسانی که آنها را تعریف میکنند.
بوریس یلتسین رئیسجمهور پیشین روسیه یک بار در سخنرانیاش خطاب به مردم گفت:
«ملت ما سالهاست که لبه پرتگاه ایستادهاست. یک بار هم که شده، بالاخره، یک قدم به جلو برداریم!»
احتمالا آخرین جوکی که یلتسین تعریف کرد و بارها نقل شده است در روز اول ژانویه سال ۲۰۰۰ درست روزی که اولین رئیسجمهور پساشوروی استعفا داد و قدرت را به ولادیمیر پوتین منتقل کرد گفته شده است:
صبح روز سال نو، یلتسین با خماری و اثرات باقیمانده از عرقخوری شب سال نو از خواب بیدار شده و میگوید: «خب، حالا باید یکی رو پیدا کنیم که یادش باشه من دیشب چیا گفتم.»
و البته که صدها هزار جوک پوتین وجود دارد؛ که خب بیشترشان آنچنان که باید هم بامزه نیستند:
مسکو. تجمع انتخاباتی برای نامزدی پوتین. تمامی کاندیداهای دیگر هم موظف به شرکت در تجمع هستند و لاغیر.
https://meidaan.com/archive/58315
به نظر می رسد که امیل دریتسِر، یکی از اولین کسانی که جوکهای شوروی را مطالعه مدوّن کرده، آنها را بهتر فهمیدهاست. وی در سال ۱۹۸۹ مینویسد:
به نظر میرسد تاییدِ هرگونه نهاد حکومتی، و مدح آن حتی در کوچکترین سطح، با طبیعتِ اینگونه فولکلور روسی در تضاد است. این فولکلور، در سطح گسترده، یک جد و جهد خصوصی است.
رانولد ریگان وقتی پرونده جوکهای سازمان سیا را نگاه میکرد تا خودش را متقاعد کند که نظام شوروی از درون پوسیده است یک نکته را فراموش کرد؛ بله، نظام پوسیده بود، اما جوکها حاکی امر دیگری بودند. همان امری که صاحبنظران و سیاستمداران وقتی به جای پوتین میگویند «روسیه» فراموش میکنند.
کشور روسیه سالهاست، اگر نه از زمان پیدایشاش، دارای شکاف عظیمی میان نخبگان حاکم و مردم، دولت و ملتش (ملتهایش)، بوده است. جوکهای سیاسی در دوران معاصر و تاریخ دوردست داستانِ فهمِ این جدایی را روایت میکنند. به شخصه فکر نمیکنم حتی اگر در آینده نزدیک کسی روی کار بیاید که منافع مردم را در نظر بگیرد این امر تغییر کند؛ کسانی که بر آنها حکومت میشود از دولت فاصله میگیرند و خود را جزئی از نظام نخواهند دید.
شاید این همان نکتهای باشد که باید در بحثهای رایج درباره مجازات کردن «روسیه» و به زانو درآوردن نظام آن در نظر گرفته شود. شکافها را باید دید و در نظر گرفت؛ آنچه این جوکها هدف گرفتهاند باید هدف مجازات قرار گیرد، نه کسانی که آنها را تعریف میکنند.
بوریس یلتسین رئیسجمهور پیشین روسیه یک بار در سخنرانیاش خطاب به مردم گفت:
«ملت ما سالهاست که لبه پرتگاه ایستادهاست. یک بار هم که شده، بالاخره، یک قدم به جلو برداریم!»
احتمالا آخرین جوکی که یلتسین تعریف کرد و بارها نقل شده است در روز اول ژانویه سال ۲۰۰۰ درست روزی که اولین رئیسجمهور پساشوروی استعفا داد و قدرت را به ولادیمیر پوتین منتقل کرد گفته شده است:
صبح روز سال نو، یلتسین با خماری و اثرات باقیمانده از عرقخوری شب سال نو از خواب بیدار شده و میگوید: «خب، حالا باید یکی رو پیدا کنیم که یادش باشه من دیشب چیا گفتم.»
و البته که صدها هزار جوک پوتین وجود دارد؛ که خب بیشترشان آنچنان که باید هم بامزه نیستند:
مسکو. تجمع انتخاباتی برای نامزدی پوتین. تمامی کاندیداهای دیگر هم موظف به شرکت در تجمع هستند و لاغیر.
- ۹.۵k
- ۲۰ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط