عشق واقعی p12
*رسیدن بوسان
چان:سونگمینو فلیکس بیهوش میکنه هان با چانگبین جونگینم با من ا.تم که لینو میاره
لینو:پسرارو بیهوش کنین دختررو میارم
فلیکس:اوکی الان زنگ میزنم سونگمین
چانگبین:چیییی منظورت چیه
فلیکس:چان گوشیتو بده
سونگمین:بله؟؟
فلیکس:ام سلام پستچیم بسته آوردم از طرف خانم و آقای کیم از سئول میاین بگیرین؟
سونگمین:اووو بله اومدم
*اومد بیرون دم در حیاط
سونگمین:سلام بسته کو... فل فلیکسسسس تو اینجا اوممممم اومممممم *بیهوش شد
ویو خونه:
هان: ا.ت سونگ کوش؟
ا.ت:رفت بسته رو بگیره
جونگین: زیاد طول نکشیده؟؟
ا.ت:میرم ببینم
هان:نه تو بشین من میرم
چان: عه اینم اومد بیرون*خنده
چانگبین:سلام کوچولو
هان: وایسا تو چانگبینی سونگمین کوششششش چیکارش*بیهوش شد
فلیکس: فقط یه کوچولوی دیگه مونده یه ذره صب کنید اونم میاد*خنده
ویو خونه:
ا.ت:وا چرا نیمدن
جونگین: من میرم اگه منم نیمدم تو درارو قفل کن اصلا از خونه نیا بیرون باشه؟ بعد 5 دیقه فهمیدی؟
ا.ت:* ترس* بااااشه مراقب باااش
فلیکس:هه بیا اینم اومد لینو تو برو سریع تو این با ما
چانگبین و چان: آرومممم باش بچه چقد تکون میخوری
جونگین:ولم کنیننننن
فلیکس:دهنشو ببندین
جونگین:اومممممم*بیهوش شد
چان:آخیششش فقط یکی مونده
ویو خونه:
لینو:سلااااام از دست ما حالا فرار میکنی؟؟؟ یه کاری میکنم جرئت نکنی پاتو از اتاقت بزاری بیرون
ا.ت: دوباره تووو*ترس
لینو:اگه عین آدم باهامون بیای قول میدم دردت کمتر باشه
ا.ت:آاااااای ولم کن ولم کننننن*جیغ
لینو:*ا.تو انداخته رو کولش و ا.ت هی داره میزنتش
ا.ت:ولم کن عوضییییی
چانگبین:خفه شو کوچولو
ا.ت:آاااای یواش
فلیکس:ببند دهنشو کر شدمم
ا.ت:فلیکس ازت متنفرم از صدات صورتت ذاتت قیافت اسمت
فلیکس:مگه نمیشنوی میگم ببندددد*بغض
ا.ت:چیه گریت گرفته؟ حقته ولم کنننن اوممممم
فلیکس:بب بریم*بغض
ادامه داره...
چان:سونگمینو فلیکس بیهوش میکنه هان با چانگبین جونگینم با من ا.تم که لینو میاره
لینو:پسرارو بیهوش کنین دختررو میارم
فلیکس:اوکی الان زنگ میزنم سونگمین
چانگبین:چیییی منظورت چیه
فلیکس:چان گوشیتو بده
سونگمین:بله؟؟
فلیکس:ام سلام پستچیم بسته آوردم از طرف خانم و آقای کیم از سئول میاین بگیرین؟
سونگمین:اووو بله اومدم
*اومد بیرون دم در حیاط
سونگمین:سلام بسته کو... فل فلیکسسسس تو اینجا اوممممم اومممممم *بیهوش شد
ویو خونه:
هان: ا.ت سونگ کوش؟
ا.ت:رفت بسته رو بگیره
جونگین: زیاد طول نکشیده؟؟
ا.ت:میرم ببینم
هان:نه تو بشین من میرم
چان: عه اینم اومد بیرون*خنده
چانگبین:سلام کوچولو
هان: وایسا تو چانگبینی سونگمین کوششششش چیکارش*بیهوش شد
فلیکس: فقط یه کوچولوی دیگه مونده یه ذره صب کنید اونم میاد*خنده
ویو خونه:
ا.ت:وا چرا نیمدن
جونگین: من میرم اگه منم نیمدم تو درارو قفل کن اصلا از خونه نیا بیرون باشه؟ بعد 5 دیقه فهمیدی؟
ا.ت:* ترس* بااااشه مراقب باااش
فلیکس:هه بیا اینم اومد لینو تو برو سریع تو این با ما
چانگبین و چان: آرومممم باش بچه چقد تکون میخوری
جونگین:ولم کنیننننن
فلیکس:دهنشو ببندین
جونگین:اومممممم*بیهوش شد
چان:آخیششش فقط یکی مونده
ویو خونه:
لینو:سلااااام از دست ما حالا فرار میکنی؟؟؟ یه کاری میکنم جرئت نکنی پاتو از اتاقت بزاری بیرون
ا.ت: دوباره تووو*ترس
لینو:اگه عین آدم باهامون بیای قول میدم دردت کمتر باشه
ا.ت:آاااااای ولم کن ولم کننننن*جیغ
لینو:*ا.تو انداخته رو کولش و ا.ت هی داره میزنتش
ا.ت:ولم کن عوضییییی
چانگبین:خفه شو کوچولو
ا.ت:آاااای یواش
فلیکس:ببند دهنشو کر شدمم
ا.ت:فلیکس ازت متنفرم از صدات صورتت ذاتت قیافت اسمت
فلیکس:مگه نمیشنوی میگم ببندددد*بغض
ا.ت:چیه گریت گرفته؟ حقته ولم کنننن اوممممم
فلیکس:بب بریم*بغض
ادامه داره...
- ۶.۲k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط