عشقی حقیقی
لوید رفت و تعمیرکار و گرفت داشت خفش میکرد دامیان هم داشت دست و پا و دهن انیا رو باز گیکرد وقتی دامیان دست و پای انیا رو باز کرد انیا پرید بغل دامیان و تا تونست گریه کرد دامیان هم بغلش کرد و سعی کرد آرومش کنه (چه عجبببب) جولیا میخواست تعمیرکار رو نجات بده برای همین یه گلدون خیلی بزرگ برداشت که بزنه به سره لوید ولی انیا فهمید و
انیا سریع لوید و کنار کنار زد و گلدون خورد تو سره انیا سره انیا شروع کرد به خون اومدن و اون بیهوش شد هی بیشتر ازش خون میرفت و بیشتر رنگش میپرید دامیان با ترس زنگ زد به آمبولانس و لوید هم زنگ زد به پلیس مکس هم اومد و همه ی صحنه رو دید و به جوری ترسید و از شانس همون موقع پلیس از راه رسید پلیس جولیا و مکس رو دستگیر کرد و آمبولانس هم سریع انیا رو برد بیمارستان انیا بستری شد دامیان و لوید نشسته بودن گریه میکردن و نمیدونستن چجوری به یور و یوری بگن دکتر با سرعت اومد داخل و گفت :حال خانم انیا به شدت بده گلدون خیلی محکم به سرش برخورد کرده و خیلی خون از دست داده اگه هرچه زودتر عمل نشه نمیتونیم جونشو تضمین کنیم
دامیان :چییییییییییی
لوید :ل......لطفا هرکاری میتونید بکنید هرکاری فقط جونشو نجات بدین خواهش میکنم
دکتر :فردا ساعت ۸ صبح پیام آماده کنیم برای اتاق عمل اگه بخوان زنده بمونه زنده میمونن اگه هم بخوان جونشون و از دست بدن موقع عمل تموم میکنن لطفا دعا کنید زنده بمونن الان فقط باید برای زنده ماندن ایشون باید دعا کنیم
دکتر رفت و لوید به یور و یوری زنگ زد همه چیز و گفت یور و یوری با تمام سرعت اومدن دکتر و دیدن انیا رو تخت بیمارستان بی هوش افتاده یور خیلی گریه کرد و اونم بیهوش شد
روز بعد
موقیعت ساعت ۸ صبح بیمارستان برلینت
وقت عمل انیا شد همگی پشت در اتاق عمل منتظر انیا بودن و ملیندا هم اومده بود (ملیندا در رمانم آدم خیلیییییی خوبیه و همرو به جز شوهرش دوست داره ولی انیا رو خیلی بیشتر دوست داره)
ملیندا :اروم باش یور حالش خوب میشه من مطمئنم که دکتر میاد و میگه انیا عملش به خوبی تموم شده اروم باش حالش خوب میشه
یور:
یور: امیدوارم ملیندا براش دعا کن
لوید :قسم میخورم جولیا و مکس زنده نذارم با دستا خودم خونشونو میریزم
دامیان :اروم باشید آقای لوید همه چیز درست میشه
یوری:راست میگه لوید اروم باش انیا حالش خوب میشه و دوباره با چشمای خوشگلش به ما نگاه میکنه و میخنده
لوید:امیدوارم حالش خوب بشه
۴ ساعت بعد
دکتر اومد بیرون و همه رفتن جلوی لوید و دکتر خیلی بی حال گفت
اینم پارت عسلیا به نظر شما انیا عملش با موفقیت تموم شده یا موقع عمل جونشو ازدست
انیا سریع لوید و کنار کنار زد و گلدون خورد تو سره انیا سره انیا شروع کرد به خون اومدن و اون بیهوش شد هی بیشتر ازش خون میرفت و بیشتر رنگش میپرید دامیان با ترس زنگ زد به آمبولانس و لوید هم زنگ زد به پلیس مکس هم اومد و همه ی صحنه رو دید و به جوری ترسید و از شانس همون موقع پلیس از راه رسید پلیس جولیا و مکس رو دستگیر کرد و آمبولانس هم سریع انیا رو برد بیمارستان انیا بستری شد دامیان و لوید نشسته بودن گریه میکردن و نمیدونستن چجوری به یور و یوری بگن دکتر با سرعت اومد داخل و گفت :حال خانم انیا به شدت بده گلدون خیلی محکم به سرش برخورد کرده و خیلی خون از دست داده اگه هرچه زودتر عمل نشه نمیتونیم جونشو تضمین کنیم
دامیان :چییییییییییی
لوید :ل......لطفا هرکاری میتونید بکنید هرکاری فقط جونشو نجات بدین خواهش میکنم
دکتر :فردا ساعت ۸ صبح پیام آماده کنیم برای اتاق عمل اگه بخوان زنده بمونه زنده میمونن اگه هم بخوان جونشون و از دست بدن موقع عمل تموم میکنن لطفا دعا کنید زنده بمونن الان فقط باید برای زنده ماندن ایشون باید دعا کنیم
دکتر رفت و لوید به یور و یوری زنگ زد همه چیز و گفت یور و یوری با تمام سرعت اومدن دکتر و دیدن انیا رو تخت بیمارستان بی هوش افتاده یور خیلی گریه کرد و اونم بیهوش شد
روز بعد
موقیعت ساعت ۸ صبح بیمارستان برلینت
وقت عمل انیا شد همگی پشت در اتاق عمل منتظر انیا بودن و ملیندا هم اومده بود (ملیندا در رمانم آدم خیلیییییی خوبیه و همرو به جز شوهرش دوست داره ولی انیا رو خیلی بیشتر دوست داره)
ملیندا :اروم باش یور حالش خوب میشه من مطمئنم که دکتر میاد و میگه انیا عملش به خوبی تموم شده اروم باش حالش خوب میشه
یور:
یور: امیدوارم ملیندا براش دعا کن
لوید :قسم میخورم جولیا و مکس زنده نذارم با دستا خودم خونشونو میریزم
دامیان :اروم باشید آقای لوید همه چیز درست میشه
یوری:راست میگه لوید اروم باش انیا حالش خوب میشه و دوباره با چشمای خوشگلش به ما نگاه میکنه و میخنده
لوید:امیدوارم حالش خوب بشه
۴ ساعت بعد
دکتر اومد بیرون و همه رفتن جلوی لوید و دکتر خیلی بی حال گفت
اینم پارت عسلیا به نظر شما انیا عملش با موفقیت تموم شده یا موقع عمل جونشو ازدست
- ۶.۷k
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط