@-}--خدایا...دلم...بودن میخواهد..میان این همه ضمیر....دلم
@-}--خدایا...دلم...بودن میخواهد..میان این همه ضمیر....دلم...معجزه میخواهد....در حد خدایی بودنت...دلم کمی آرامش میخواهد....آرامشی عمیق.....آرامشی پر از حضور تو.....بودن تو.....نفس های تند تند تو.....راستی خدای خوب من!..دلم هوای دیروز را کرده.....دیروز را.... یادت هست؟؟!!هوای روزهای کودکی را...دلم میخواهد....دفتر مشقم را باز کنم و....دوباره تمرین کنم....!!دلم میخواهدمثل دیروز.....قاصدکی بر دارم....آرزوهایم را به دستش بسپارم..تا...برای تو بیاورد....الفبای زندگی را.... میخواهم خط خطی کنم....تمام آن روزهایی را که .....دل شکستم ودلم را شکستند...دلم میخواهد این بار..اگرمعلم گفت در دفتر نقاشی تان.....هرچه میخواهید بکشید...تنها وتنها نردبانی بکشم....به سوی تو....دلم میخواهداین باراگر گلی را دیدم آن رانچینم......تقدیمش کنم به نگاه مهربانت...دلم خیلی چیزها میخواهد....راستی خدا!!می شودباز کودک شد؟؟!!من دلم برای نگاه معصوم کودکی ام... حسابی تنگ شده است@-}--:'(:'(:'(:'(
- ۵.۷k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط