دوستی نوشت:
دوستی نوشت:
خدایا خستم
ازین مسیر
ازینهمه خو کردن به تیرگی و تاریکی
ازینهمه غرق شدن در غیر تو
خدای من
گناهکارم
و تو مختاری به عذاب من
منی که پیامبرم انقدر تلاش کرد تا بفهمونه بهم هدف از زندگی زندگی کردن نیست
هدف از افرینش رسیدن به منیات و ارزوها نیست
هدف الله است و بس
هدف خدایی ست که بکاف عبده
هدف اوست
هدف رضایت اهل بیته جان ناقابلم فدای همشون
هدف صالح بودن و مصلح بودنه
چقدر ای ادم تو مرداب منیت و نفس فرو بری میفهمی اینور خبری نیست
چقدر تا کجا عصیان و طغیان
تسلیم باش
تسلیم حضرت حق
هر روز داری مرگها رو میبینی و میشنوی
هر روز ناکامی,و ضعف و عجز و بیماری انسانو میبینی که
لقد خلقناالانسان فی کبد
کجا بودم ای قرآن
ای کلام شگفت ای نور ای تپش دلهایی که وجلت قلوبهم لذکرالله
باز شو
تماشا شو
دیوانه و گریان و حیران شو
ببین دیگه لال میشی
سکوتت به خدا میپیونده
چرا نمیفهمیدم
چرا یگانه نبودم
چرا بجای باز شدن چشمم
چشمم رو رو ایه های عذاب میبستم و بدون هیچ معرفت و فهمی
متکبرانه و لجوجانه خدایی از نفس بدکارم میتراشیدم و میگفتم
خدای من مهربونه اون عذابم نمیکنه
این بت پرستی مدرن چه جادوگرانه ایمانمو نشانه رفته بود
خدایی که از نفسم با کف و سوت شیطان رجیم ساختم
خدای من
خدای رحمان و رحیم من
خدای من
همه ارزو و هدفم
سستم
بیمارم
کمکم کن
یا الله
ارحم عبدک الضعیف
جانم هزار بار بفدای تو الله من خدای من پروردگار من رب من مولای یا مولای..
خدایا خستم
ازین مسیر
ازینهمه خو کردن به تیرگی و تاریکی
ازینهمه غرق شدن در غیر تو
خدای من
گناهکارم
و تو مختاری به عذاب من
منی که پیامبرم انقدر تلاش کرد تا بفهمونه بهم هدف از زندگی زندگی کردن نیست
هدف از افرینش رسیدن به منیات و ارزوها نیست
هدف الله است و بس
هدف خدایی ست که بکاف عبده
هدف اوست
هدف رضایت اهل بیته جان ناقابلم فدای همشون
هدف صالح بودن و مصلح بودنه
چقدر ای ادم تو مرداب منیت و نفس فرو بری میفهمی اینور خبری نیست
چقدر تا کجا عصیان و طغیان
تسلیم باش
تسلیم حضرت حق
هر روز داری مرگها رو میبینی و میشنوی
هر روز ناکامی,و ضعف و عجز و بیماری انسانو میبینی که
لقد خلقناالانسان فی کبد
کجا بودم ای قرآن
ای کلام شگفت ای نور ای تپش دلهایی که وجلت قلوبهم لذکرالله
باز شو
تماشا شو
دیوانه و گریان و حیران شو
ببین دیگه لال میشی
سکوتت به خدا میپیونده
چرا نمیفهمیدم
چرا یگانه نبودم
چرا بجای باز شدن چشمم
چشمم رو رو ایه های عذاب میبستم و بدون هیچ معرفت و فهمی
متکبرانه و لجوجانه خدایی از نفس بدکارم میتراشیدم و میگفتم
خدای من مهربونه اون عذابم نمیکنه
این بت پرستی مدرن چه جادوگرانه ایمانمو نشانه رفته بود
خدایی که از نفسم با کف و سوت شیطان رجیم ساختم
خدای من
خدای رحمان و رحیم من
خدای من
همه ارزو و هدفم
سستم
بیمارم
کمکم کن
یا الله
ارحم عبدک الضعیف
جانم هزار بار بفدای تو الله من خدای من پروردگار من رب من مولای یا مولای..
- ۶۷۴
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط