{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهتاب برایم تعریف کرد که چجوری خبرش را به بهروز داد ، رفت

مهتاب برایم تعریف کرد که چجوری خبرش را به بهروز داد ، رفته بوده یک دسته گل رز صورتی خریده بوده ، از گل فروشیِ سرِ کوچهء مادرِش و بعد رفته بوده خانه ، خانه را تمیز کرده بوده و همه جا را شمع چیده بوده و گلهای رز صورتی را به جز یکی پر پر کرده بوده و ریخته بوده از در ورودی تا اتاق خوابشان البته نمیدانم آن موقع هیچ به این فکر کرده که چجوری خانه را بعدش دوباره تمیز کند ... یا نه ، شام هم زنگ زده بوده از بیرون بیاورند یک پیتزای چاهار فصل از همین گنده ها که هیچ رقمه نمیشود دو نفری یکی ش را خورد بعد برگهء آزمایش را گذاشته زیر پیتزا و بهروز را زور کرده که الا و بلا باید تا تهش را بخورند دوتایی ... بعدش که پیتزا تمام میشود و بهروز آزمایش را برمیدارد و میبیند که بعله سرطانِ تویِ تنِ مهتاب تا دیشب جا خوش کرده ، بال و بندیلش را جمع کرده و رفته مثل کپسول گاز ته کشیده فسسسس میکند و میرود توی پذیرایی
مهتاب خودش برام تعریف کرد که فردا صبحش برگه احضاریه دادگاه آمده بوده در خانه ...

#کبوترماهی
دیدگاه ها (۱)

عشق دشوار است و هضمش مرد می خواهد عزیزکودکان بی شک غذای تلخ ...

تفاوت خواب مامان وبابا :مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا م...

ﻣﻦ . . .‏ﺩﻭﺷﯿﺰﻩ ﻣﮑﺮﻣﻪ ﻫﺴﺘﻢﻭﻗﺘﯽ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﺳﺎﺑﻨﺪ ﻭ ...

با دسـت آب خوردن ِ من نیّـتش شـفاست / یـک روز دسـت‌های مرا ا...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

داستانک پماد محبت

12:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلدختر سر تا پایم...

one night a different (یک شب متفاوت)

#پارت۶۰باصدای ارایشگر چشامو باز کردم ، خدایا یعنی این من بود...

I need you're body part 14ویو نیلان. چی میگی تا طبقه بالا رف...

وجی:نگووو مهتاب پسر به اون ماهی خوشگلی کجای توصیفای تو به او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط