{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه آرامم ،،درونم خون چکانی می کند

گرچه آرامم ،،درونم خون چکانی می کند
آخ، جایِ خالی ات ،مرثیه خوانی می کند
دوستت دارم ،چه بی تابانه میخواهم تو را
رفته ای و دوری ات، دل را خزانی میکند
نیست دیگر همدمی تا بشنود اسرار من
بی گمان بغض و قلم هی لن ترانی می کند
حسرت آغوش تو بی وقفه مهمان من است
کنجِ دنجِ خلوتم را میزبانی می کند.
می ستایم شهریاران غزل را که سرود:
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
دیدگاه ها (۲۱)

آنقدر تمام عمر به دل خود نگاه کرده ایم که فراموشمان شده گاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط