{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پشت قاب پنجره ، پر می زنی در باورم‌

از پشت قاب پنجره ، پر می زنی در باورم‌
انگار می بینم تو را در کوچه باغ خاطرم

با یاد تو در باغ دل با گل هم آوا می شوم
باران اشکت می وزد در قاب چشمان ترم

وقتی که مثل قاصدک ، پر می زنی در دشت دل 
هر لحظه پر پر می شوم در باغ پر نیلوفرم

در کوچه باغ یاد تو ، چون گرم رویا می شوم
الماس اشکت می چکد بر گونه های دفترم

در قهوه ی چشمان تو ، نقشی ز باور می زنم
آری میان چشم تو سرگرم فالی دیگرم

می نوشم از چشمان تو جامی ز عشق آتشین
چشمان چون مهتاب تو ،زل می زند در ساغرم

بر گونه های خسته ام هی نور می پاشی ولی
هر لحظه پنهان می شوی چون ماه زیبا از برم

در برگ برگ خاطرم ، وقتی که پیدا می شوی
آوار می گردد تمامِ خاطراتت،  برسرم 

سیمرغ باغ من تویی، می بینمت در اوج ها
تو قله ی قاف منی ، تنها امید آخرم

در این غروب آخرین از عشق تو دم می زنم
آری تو غوغا می کنی در خاطر غم پرورم
دیدگاه ها (۱)

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

حالی به باغ نیست

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط