{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگفت یه روزی مغازم پر از مس بود مسگری میکردم؛

میگفت یه روزی مغازم پر از مس بود مسگری میکردم؛

تمام مس هامو نسیه میدادم؛ خیلی از اونایی که بردن هیچوقت ندادن؛ خیلی ها آدرش اشتباهی دادن الانم منتظرم نسیه هاشونو بیارن بدن روز به روز گرانی اومد و نتونستم جنس بخرم و مغازم خالی شد؛

الان دارم فرش کهنه میفروشم خلاصه داستان زندگی جالبی داشت حاج.............،


📍زنجان_بازارسرپوشیده_راسته مسگرها


💯 گ
دیدگاه ها (۰)

اهم اهممیخوام با همه قطع رابطه کنم اگه این پستو براتون فرستا...

حق ترین ویدوئی ک ساختم🤣🤣🤣

ای کاش ما هم همونجا بودیم😭😭😭😭😭😭😭💘

یکم منحرف نشیم

A🥺💖💞

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

🤭🤭😊😊😊

جن عاشق قسمت هفتم

قلبی دارم که صاحبش تو هستیچشمانی دارم که قفل تو چشماتهنگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط