بت کردن با خانواده او و بیان انتظاراتتان بپردازید. در شی
بت کردن با خانواده او و بیان انتظاراتتان بپردازید. در شیوه صحبت کردن و رفتار شما در عین احترام باید این نکته وجود داشته باشد که حتما اطلاعاتتان را حفظ کنید و تا آنجا که امکان دارد اجازه سرک کشیدن دیگران در مسایلی که فقط مختص شما و همسرتان است را ندهید
شاغلید یا خانهدار؟
مشکلات شما وقتی شاغل یا خانهدار هستید، متفاوت است. برای عروسخانمهایی که در بیرون از خانه شغلی دارند، زندگی با خانواده همسر کمی متفاوت است و گویا تسهیل میشود اما وقتی شما خانهدار هستید، شاید همپوشانی وظایف باعث آزارتان شود؛ مثلا شاید همواره وظیفه شما این باشد که خانه را نظافت کنید و یا وعدههای غذایی را آماده سازید. یادتان باشد که باید به شیوهای صحیح و مناسب از خودتان حمایت کنید؛ مثلا اگر مادر همسرتان از شما خواسته باشد فلان غذا را برای ظهر بپزید، لزومی ندارد جواب سر بالا بدهید و جنجال به پا کنید. کافی است بگویید: «باشه، مامان جون! سعی خودم را میکنم که قورمهسبزی بپزم.» اگر فرقی برایتان نمیکرد و به قولی راه دستتان بود، آن را آماده میکنید و اگر نه، نیازی نیست به هر قیمتی که شده آن را تهیه کنید. یادتان باشد وقتی رفتاری تقویت شود، تکرار خواهد شد. پس باید در برابر آن رفتار نوعی عمل خاموشی صورت گیرد تا آن رفتار کمرنگ شده و از بین برود و آنها متوجه شوند که باید تقسیم وظایف صورت بگیرد.
در برخورد با آدمهای مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه میسازند و بحران درست میکنند.
اتفاقی که ممکن است بیفتد
وسط روز، مادرشوهر خیلی عصبانی به سراغتان میآید که: «چرا داری این غذا را میپزی؟» و شما هم با کلامی مهربان و محترمانه میگویید: «مامان جون! دیدم مواد قورمهسبزی ندارم، گفتم خیلی فرقی نداره ناهار قیمه باشد یا قورمه؛ مهم اینه که آماده شود و دور هم باشیم. حیفه که بخواهید ذهنتون رو مشغول این مسایل جزیی بکنید.» در این شیوه قطعا هیچ مشکلی پیش نمیآید و اگر اهانتی در کلام و رفتار شما نباشد و صمیمت در واژه گزینی رعایت شود، طرف مقابل که یک مادر است، بدون شک از این همه مهربانی استقبال میکند و احتمالا دفعه بعدی هم خواهد گفت که غذایی را درست کن که دوست داری یا وسایلش را داری. در این بخش قصد داریم طرز برخورد با آدمهای مشکل (که البته باید بدانید تعداد آنها انگشتشمار است) را آموزش دهیم. راه برخود با این آدمهای مشکل، این است که:
• به خودتان آرامش بدهید و با متانت بگذارید آنها هر چه میخواهند بگویند و فقط شنونده باشید.
• پاسخ شما بهتر است فقط تایید و «بله، سعی میکنم» باشد و بعدش دنبال کار خودتان بروید؛ چون این افراد هیچ قلقی ندارند و باید حرفهایشان را در کمال آرامش شنید و تایید کرد تا گفتگو کوتاه شود. البته اگر صحبتشان با نظر شما موتفق نیست می توانید بدون ابراز مخالفت فقط آن را تایید نکنید.
• در برخورد با آدمهای مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه میسازند و بحران درست میکنند.
عروس و مادر شوهر
دومین مشکل رایج
وقتی در رابطهای نزدیک با خانواده همسر و در زندگی هر روزه با آنها هستید، مساله مقایسه کردنها گاهی آزاردهنده است؛ اگر قرار باشد از این رفتارها عصبی شوید و در یک سیکل معیوب بیفتید، چیزی عایدتان نمیشود جز از بین رفتن حرمتهایتان، خدشهدار شدن رابطه زناشوییتان و شاید هم ابتلا به انواع بیماریهای اعصاب و روان.
چاره چیست؟
شما با تکیه بر اعتماد به نفس خودتان کار کنید. اگر شما خودتان را قبول داشته باشید و خودتان را با کسی مقایسه نکنید، اصلا برایتان مهم نیست که دیگران در مورد شما چه بگویند و یا شما را در رقابت با کسی بیندازند. وقتی تواناییهای خودتان را شناختهاید و قبول دارید، اگر دنیا هم مقابل شما قرار بگیرند، خواهید گفت اهمیتی ندارد. اگر شما نگاه خودتان را عوض کنید، یاد میگیرید که در روابط تنگاتنگ بادیگران از تواناییهای آنها نه تنها آزرده نشوید؛ بلکه به طرف مقابل انرژی مثبت در قالب یک تعریف یا تمجید دوستانه بدهید. به جای اینکه با عینک بدبینی به دنبال سوژه گرفتن از یکدیگر باشید، با هم مانند دو دوست رابطه برقرارکنید و او را با همه تواناییها و ضعفهایش همانطور که هست بپذیرید و دوست بدارید. در هر شرایطی از زندگی با خانواده همسر میتوانید لذت ببرید، به شرط آنکه شیوه حل اختلافتان را بلد باشید و مرزها را حفظ کنید. در هر رابطه خوب و مناسب همه سختیها آسان خواهد بود و در هر رابطه بد، هر مشکل کوچکی به بحرانی بزرگ مبدل خواهد شد.
شاغلید یا خانهدار؟
مشکلات شما وقتی شاغل یا خانهدار هستید، متفاوت است. برای عروسخانمهایی که در بیرون از خانه شغلی دارند، زندگی با خانواده همسر کمی متفاوت است و گویا تسهیل میشود اما وقتی شما خانهدار هستید، شاید همپوشانی وظایف باعث آزارتان شود؛ مثلا شاید همواره وظیفه شما این باشد که خانه را نظافت کنید و یا وعدههای غذایی را آماده سازید. یادتان باشد که باید به شیوهای صحیح و مناسب از خودتان حمایت کنید؛ مثلا اگر مادر همسرتان از شما خواسته باشد فلان غذا را برای ظهر بپزید، لزومی ندارد جواب سر بالا بدهید و جنجال به پا کنید. کافی است بگویید: «باشه، مامان جون! سعی خودم را میکنم که قورمهسبزی بپزم.» اگر فرقی برایتان نمیکرد و به قولی راه دستتان بود، آن را آماده میکنید و اگر نه، نیازی نیست به هر قیمتی که شده آن را تهیه کنید. یادتان باشد وقتی رفتاری تقویت شود، تکرار خواهد شد. پس باید در برابر آن رفتار نوعی عمل خاموشی صورت گیرد تا آن رفتار کمرنگ شده و از بین برود و آنها متوجه شوند که باید تقسیم وظایف صورت بگیرد.
در برخورد با آدمهای مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه میسازند و بحران درست میکنند.
اتفاقی که ممکن است بیفتد
وسط روز، مادرشوهر خیلی عصبانی به سراغتان میآید که: «چرا داری این غذا را میپزی؟» و شما هم با کلامی مهربان و محترمانه میگویید: «مامان جون! دیدم مواد قورمهسبزی ندارم، گفتم خیلی فرقی نداره ناهار قیمه باشد یا قورمه؛ مهم اینه که آماده شود و دور هم باشیم. حیفه که بخواهید ذهنتون رو مشغول این مسایل جزیی بکنید.» در این شیوه قطعا هیچ مشکلی پیش نمیآید و اگر اهانتی در کلام و رفتار شما نباشد و صمیمت در واژه گزینی رعایت شود، طرف مقابل که یک مادر است، بدون شک از این همه مهربانی استقبال میکند و احتمالا دفعه بعدی هم خواهد گفت که غذایی را درست کن که دوست داری یا وسایلش را داری. در این بخش قصد داریم طرز برخورد با آدمهای مشکل (که البته باید بدانید تعداد آنها انگشتشمار است) را آموزش دهیم. راه برخود با این آدمهای مشکل، این است که:
• به خودتان آرامش بدهید و با متانت بگذارید آنها هر چه میخواهند بگویند و فقط شنونده باشید.
• پاسخ شما بهتر است فقط تایید و «بله، سعی میکنم» باشد و بعدش دنبال کار خودتان بروید؛ چون این افراد هیچ قلقی ندارند و باید حرفهایشان را در کمال آرامش شنید و تایید کرد تا گفتگو کوتاه شود. البته اگر صحبتشان با نظر شما موتفق نیست می توانید بدون ابراز مخالفت فقط آن را تایید نکنید.
• در برخورد با آدمهای مشکل (هر که باشد، دوست، همکار یا مادر شوهر) باید حد فاصل را رعایت کنید و مشکل را ختم نمایید وگرنه آنها از کاه، کوه میسازند و بحران درست میکنند.
عروس و مادر شوهر
دومین مشکل رایج
وقتی در رابطهای نزدیک با خانواده همسر و در زندگی هر روزه با آنها هستید، مساله مقایسه کردنها گاهی آزاردهنده است؛ اگر قرار باشد از این رفتارها عصبی شوید و در یک سیکل معیوب بیفتید، چیزی عایدتان نمیشود جز از بین رفتن حرمتهایتان، خدشهدار شدن رابطه زناشوییتان و شاید هم ابتلا به انواع بیماریهای اعصاب و روان.
چاره چیست؟
شما با تکیه بر اعتماد به نفس خودتان کار کنید. اگر شما خودتان را قبول داشته باشید و خودتان را با کسی مقایسه نکنید، اصلا برایتان مهم نیست که دیگران در مورد شما چه بگویند و یا شما را در رقابت با کسی بیندازند. وقتی تواناییهای خودتان را شناختهاید و قبول دارید، اگر دنیا هم مقابل شما قرار بگیرند، خواهید گفت اهمیتی ندارد. اگر شما نگاه خودتان را عوض کنید، یاد میگیرید که در روابط تنگاتنگ بادیگران از تواناییهای آنها نه تنها آزرده نشوید؛ بلکه به طرف مقابل انرژی مثبت در قالب یک تعریف یا تمجید دوستانه بدهید. به جای اینکه با عینک بدبینی به دنبال سوژه گرفتن از یکدیگر باشید، با هم مانند دو دوست رابطه برقرارکنید و او را با همه تواناییها و ضعفهایش همانطور که هست بپذیرید و دوست بدارید. در هر شرایطی از زندگی با خانواده همسر میتوانید لذت ببرید، به شرط آنکه شیوه حل اختلافتان را بلد باشید و مرزها را حفظ کنید. در هر رابطه خوب و مناسب همه سختیها آسان خواهد بود و در هر رابطه بد، هر مشکل کوچکی به بحرانی بزرگ مبدل خواهد شد.
- ۶.۵k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط