مردک پست که روزی نمک حیدرخورد،

مردک پست که روزی نمک حیدرخورد،

نعره زد برسرمادر به غرورم بر خورد،

ایستادم به نوک پنجه ی پا اماحیف،

دستش از روی سرم رد شد و برمادر خورد
#کوچه#سیلی#مادر#امام_حسن_ع#بسیج_سایبری
دیدگاه ها (۱۱)

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

جادویی به نام عشق

part : 17سعی میکردم بغض توی گلومو از بین ببرم ... دلم برای پ...

چند پارتی

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

کپشننننننننن🛐📵دوردونه سکسی🤤🔞پارت پنج چشماش خیره موند توی چشم...

پارت ۳۰ حسنا چند ثانیه در سکوت به لیسا و مدیرِ کمپانی خیره ...

فیک تهکوک وارث زار

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط