🔰وقتی چپ ها و لیبرال های متهم نقش طلبکار را بازی می کنند...ادامه🔰
پنجشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۹سال هشتاد و یکم شماره ۲۳۲۸۶ / روزنامه کیهان/ اخبار ویژه
🔰وقتی چپها و لیبرالهای متهم نقش طلبکار را بازی میکنند....🔰
روزنامه هممیهن در عین حال در صفحات دیگر خود با افتخار درباره دست بالای جناح متبوع خود (جناح چپ) در مجلس سوم و شرایط آن روز کشور در اواخر دهه شصت قلمفرسایی کرده است.
نکته مهم درباره بحث اخیر این است که مدعیان امروز اصلاحطلبی، میراثداران اول و آخر طیف موسوم به چپ، بلکه خود آنها هستند. به عبارت دیگر، این طیف التقاطی و مذبذب، اگر علیه چپروی و چپگرایی مطالبی را (مثلاً اظهارات غنینژاد) را منتشر و برجسته میکنند، در واقع بر خسارتآفرینی مواضع جناح متبوع خود صحه میگذارند اما رندانه آن مواضع را به انقلاب و امام و چهرههای مظلومی مثل شهید بهشتی نسبت میدهند و حال آن که چپروی این طیف در افراط در دولتی کردن اقتصاد، مورد نقد حضرت امام(ره) و چهرههایی مانند شهید بهشتی و آیتالله خامنهای و دیگران بوده است. ثانیاً همین طیف پس از یک دهه سختگیری اقتصادی دولتی، سوپر راست شدند و خسارتهای بزرگی را به خاطر ترویج اقتصاد افسارگسیخته و خصوصیسازی بیضابطه (چه در دولت مرحومهاشمی و چه دولتهای خاتمی و روحانی به کشور تحمیل کردند. حزب کارگزاران (حزب متبوع کرباسچی) پایهگذار تفریط جدید پس از آن افراطگرایی دهه اول بود و دیگر چپهای موسوم به مجمع روحانیون و حزب مشارکت و دفتر تحکیم هم دنبالههای آن شدند. جالب و تلخ این که امثال آقای غنینژاد به واسطه حمایت از سیاستهای اقتصادی دولتهای مذکور، باید درباره میراثهای منفی آن دولتها پاسخگو باشند نه این که ژست طلبکاری و انتقادی بگیرند.
در این میان آش قضیه آن قدر شور شده که روزنامه اعتماد نوشت: غنینژاد در این مناظره تاکید داشت که مسائل تاریخی در ایجاد وضعیت فعلی نقش دارند و این تنها چپگراهای مسلمان و مصدقی هستند که چنین وضعیتی را ایجاد کردهاند. غنینژاد حتی پا را فراتر نهاده و در بیانی غیرعلنی و نیمه شفاف شوروی را درگیر پروژه تسخیر سفارت میداند و معتقد است شوروی و روسیه امروزی از این اتفاق سود بردهاند که مشخص نیست این ادعا چه گزارههایی را در دل خود دارد؟
غنینژاد یک اشتباه تاریخی دیگر را نیز مرتکب میشود و اعلام میکند تحریمهای ایران پس از تسخیر سفارت آغاز شد؛ این صحبت در حالی است که نخستین تحریم آمریکا و غرب علیه ایران در اردیبهشت ۱۳۵۸ یعنی شش ماه قبل از تسخیر سفارت رخ میدهد.
در ادامه غنینژاد برای تطهیر صحبت خود مانند طرف مقابل از نـام و اعتبار امام در یک امر استفاده میکند و میگوید دانشجویان به امام اطلاع نداده بودند.»
اعتماد افزود: «اگر امام پس از تسخیر سفارت با دانشجویان رفتار تقابلی انجام میداد یا نظر مثبتی درباره بازگشایی سفارت اتخاذ میکرد آنگاه میتوان گفت که دانشجویان یک امر سیاسی را تحمیل کردهاند اما وقتی ایــن اقدام از سوی امام، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول تلقی میشود، صحبت غنینژاد صرفا یک فرار رو به جلو استفاده از یک امر تاریخی تحلیلی و نام امام است.
ای کاش آقای غنینژاد منظور خود از چپ بودن و کارهای چپها در چهل سال اخیر را مشخص و سپس در مقابل به برخی رفتارهای نئولیبرالها در این تاریخ چهل ساله نیز اشاره میکرد که خصوصیسازیهای مطلوب جناح ایشان چه بلایی بر سر کارگران آورد و در دولتهای مطلوب ایشان نیز با کلماتی مانند توسعه و خصوصیسازی تمام کارگرانی که به امید بهبود وضعیتی بهتر رای داده بودند را فقیرتر کردند.»
🔰وقتی چپها و لیبرالهای متهم نقش طلبکار را بازی میکنند....🔰
روزنامه هممیهن در عین حال در صفحات دیگر خود با افتخار درباره دست بالای جناح متبوع خود (جناح چپ) در مجلس سوم و شرایط آن روز کشور در اواخر دهه شصت قلمفرسایی کرده است.
نکته مهم درباره بحث اخیر این است که مدعیان امروز اصلاحطلبی، میراثداران اول و آخر طیف موسوم به چپ، بلکه خود آنها هستند. به عبارت دیگر، این طیف التقاطی و مذبذب، اگر علیه چپروی و چپگرایی مطالبی را (مثلاً اظهارات غنینژاد) را منتشر و برجسته میکنند، در واقع بر خسارتآفرینی مواضع جناح متبوع خود صحه میگذارند اما رندانه آن مواضع را به انقلاب و امام و چهرههای مظلومی مثل شهید بهشتی نسبت میدهند و حال آن که چپروی این طیف در افراط در دولتی کردن اقتصاد، مورد نقد حضرت امام(ره) و چهرههایی مانند شهید بهشتی و آیتالله خامنهای و دیگران بوده است. ثانیاً همین طیف پس از یک دهه سختگیری اقتصادی دولتی، سوپر راست شدند و خسارتهای بزرگی را به خاطر ترویج اقتصاد افسارگسیخته و خصوصیسازی بیضابطه (چه در دولت مرحومهاشمی و چه دولتهای خاتمی و روحانی به کشور تحمیل کردند. حزب کارگزاران (حزب متبوع کرباسچی) پایهگذار تفریط جدید پس از آن افراطگرایی دهه اول بود و دیگر چپهای موسوم به مجمع روحانیون و حزب مشارکت و دفتر تحکیم هم دنبالههای آن شدند. جالب و تلخ این که امثال آقای غنینژاد به واسطه حمایت از سیاستهای اقتصادی دولتهای مذکور، باید درباره میراثهای منفی آن دولتها پاسخگو باشند نه این که ژست طلبکاری و انتقادی بگیرند.
در این میان آش قضیه آن قدر شور شده که روزنامه اعتماد نوشت: غنینژاد در این مناظره تاکید داشت که مسائل تاریخی در ایجاد وضعیت فعلی نقش دارند و این تنها چپگراهای مسلمان و مصدقی هستند که چنین وضعیتی را ایجاد کردهاند. غنینژاد حتی پا را فراتر نهاده و در بیانی غیرعلنی و نیمه شفاف شوروی را درگیر پروژه تسخیر سفارت میداند و معتقد است شوروی و روسیه امروزی از این اتفاق سود بردهاند که مشخص نیست این ادعا چه گزارههایی را در دل خود دارد؟
غنینژاد یک اشتباه تاریخی دیگر را نیز مرتکب میشود و اعلام میکند تحریمهای ایران پس از تسخیر سفارت آغاز شد؛ این صحبت در حالی است که نخستین تحریم آمریکا و غرب علیه ایران در اردیبهشت ۱۳۵۸ یعنی شش ماه قبل از تسخیر سفارت رخ میدهد.
در ادامه غنینژاد برای تطهیر صحبت خود مانند طرف مقابل از نـام و اعتبار امام در یک امر استفاده میکند و میگوید دانشجویان به امام اطلاع نداده بودند.»
اعتماد افزود: «اگر امام پس از تسخیر سفارت با دانشجویان رفتار تقابلی انجام میداد یا نظر مثبتی درباره بازگشایی سفارت اتخاذ میکرد آنگاه میتوان گفت که دانشجویان یک امر سیاسی را تحمیل کردهاند اما وقتی ایــن اقدام از سوی امام، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول تلقی میشود، صحبت غنینژاد صرفا یک فرار رو به جلو استفاده از یک امر تاریخی تحلیلی و نام امام است.
ای کاش آقای غنینژاد منظور خود از چپ بودن و کارهای چپها در چهل سال اخیر را مشخص و سپس در مقابل به برخی رفتارهای نئولیبرالها در این تاریخ چهل ساله نیز اشاره میکرد که خصوصیسازیهای مطلوب جناح ایشان چه بلایی بر سر کارگران آورد و در دولتهای مطلوب ایشان نیز با کلماتی مانند توسعه و خصوصیسازی تمام کارگرانی که به امید بهبود وضعیتی بهتر رای داده بودند را فقیرتر کردند.»
- ۴.۵k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط