_میگم‌دلبر

_میگم‌دلبر
بى‌شماده،بيست،سى‌و‌فلان‌هزارتا‌شب‌رو‌به‌سحررسونديم‌
كه‌واقعا‌سحربشه‌و‌پايان‌شب‌سيه‌سپيد‌وهمون‌داستانا
ولى‌نشد،رسونديم‌شب‌رو‌به‌سحر،امانرسيد...
آفتاب‌زد،ظهرشد‌ولى‌بازم‌شب‌بود،شب‌موند!
يه‌تاريكىِ‌روشن‌كه‌غمش‌تموم‌نشدهیچ‌وقت‌بعد‌ازرفتنت!
بى‌شما‌ماچندوقتى‌هست‌كه‌اسيرِ‌شبِ‌تکراری‌ایم.
🌒🍂🌼
#Giso
دیدگاه ها (۷)

_میگم‌دلبر بى‌شماده،بيست،سى‌و‌فلان‌هزارتا‌شب‌رو‌به‌سحررسوندي...

بِلاتَکلیفَم ..!مثلِ حالِ آسِمان، آن موقع‌هایی که روز هَنوز ...

دوستان سلامهنوز محرم نشده!!مدافعان مجازی فقرا به تکاپو افتاد...

گس لایتر/پارت ۱۳۷

اکرم محمدی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط