برادر ناتنی

[Step brother]


پارت ۱۵


(سکوتِ خونه فقط با صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری شکسته می‌شد. ا.ت نگاهی به جیمین انداخت؛ جیمین با چشم‌هایِ پر از خشم به پدرش زل زده بود. ا.ت با قدم‌هایی استوار، بدونِ اینکه نگاهش رو از آقای پارک بگیره، دستش رو تویِ کیفش برد و اون پاکت عکس‌ها و نامه‌هایِ قدیمی که جیمین با هزار مکافات از کشویِ دفترِ پدر کِش رفته بود رو بیرون آورد.)

ا.ت با یه حرکتِ سریع، پاکت رو رویِ میز کوبید. عکس‌هایِ کهنه و کاغذهایِ تاخورده از پاکت بیرون ریختند و رویِ میز پخش شدند.

ا.ت (با صدایی که می‌لرزید اما محکم بود ادامه داد):فکر کردید اینا تا ابد تویِ اون کشویِ لعنتی امن می‌مونن؟ فکر کردید با پنهان کردنِ این‌ عکس‌ها و نامه‌ها، می‌تونید حقیقتِ رابطه‌یِ گذشته‌تون رو از ما مخفی کنید؟

(پدر جیمین، که تا چند لحظه پیش با غرور نشسته بود، حالا انگار روح از تنش پر کشید. رنگِ صورتش مثلِ گچ سفید شد. دست‌هاش کمی به لرزه افتاد.)

ا.ت (به سمتِ پدر جیمین خم شد و با صدایی که تویِ سکوتِ خونه می پیچید):
ما همه چیز رو دیدیم. ما می‌دونیم اون شَکی که شما ازش میترسید، چقدر پوچ و توخالیه. شما نه نگرانِ ما بودید، نه نگرانِ نسبتِ خونی... شما فقط نگرانِ این بودید که این حقیقتِ زشت، آبروتون رو جلویِ همه ببره. حالا... حالا هم این عکس‌ها رو داریم، هم این نامه‌ها رو... و هم اون قدرتی که لازم داریم تا دیگه اجازه ندیم با زندگیِ ما بازی کنید.
(آقای پارک حتی جرأت نداشت به عکس‌هایِ رویِ میز نگاه کنه. مادر ا.ت دستش رو رویِ دهانش گذاشته بود تا جیغِ خفه‌اش شنیده نشه. جیمین کنارِ ا.ت ایستاده بود، مثلِ یه کوه، و نگاهِ برنده‌ش رو از رویِ صورتِ شوکه‌شده‌یِ پدر برنمی‌داشت.)
(آقای پارک لحظه‌ای مات می‌مونه. چهره‌اش برافروخته میشه. سعی می‌کنه لرزشِ دستش رو با سفت کردنِ مشتش پنهان کنه. یه خنده‌یِ عصبی و مصنوعی می‌کنه و نیم‌نگاهی به عکس‌ها می‌ندازه.)

آقای پارک (با صدایی که سعی می‌کنه لرزشش رو کنترل کنه، سرد و تحقیرآمیز): فکر کردید با جمع کردنِ چندتا کاغذِ پاره و عکسِ قدیمیِ نامربوط می‌تونید خانواده‌تون رو متهم کنید؟ این‌ها سوءتفاهمه! شما بچه‌اید... هنوز خیلی چیزها رو درباره‌یِ دنیایِ بزرگترها نمی‌دونید. این‌ها فقط یه سری خاطره‌ست که دارید اشتباه تفسیرش می‌کنید.

ادامه دارد....

~•~•~
(امیدوارم که خوشتون اومده باشه🎀✨️)
دیدگاه ها (۶)

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

dark life = 28

پارت ۳۶

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

مافیای من

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

سناریو خط قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط