آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدم

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدم

ناله‎های ربنا یا ربنایم را زدم

 

بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت

من برای بنده بودن دست و پایم را زدم

 

حال میخواهی ببخشُ  یا که میخواهی نبخش

من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم

 

دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها

بر در میخانه ات دست گدایم را زدم

 

پیش مردم آبرویم را مبر ؛ من هر کجا...

... رفته ام حرف کریمی خدایم را زدم

 

کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام

کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم

 

زود آمد ضامنم شد، زود بخشیدی مرا

تا درِ صحنِ علی موسی الرضایم را زدم

 

آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو

پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم
دیدگاه ها (۱)

پارت 186

رمان عشق ممنوع

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

Part ³⁴ویو لیلی همینجوری تو چشاش زل زده بودم یلحظه چشمام جلو...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۸‌جونگکوک پوزخند در...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

Six

فیک تهیونگ. دوباره تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط