زندگی مخفی پارت پنجاه پنج
#زندگی_مخفی
پارت ۵۵
جنی:خب امروز جونگ کوک نیستش و من قراره که....
چی جونگ کوک اونجا چیکار میکنه یعنی اومده
جنی:بلینکز ببخشید من میکروفونم مشکل پیدا کرده الان برمیگردم
رفتم پشت صحنه
جنی:هیونجین
هیونجین
فلیکس
هیونجین:چی شده
جنی:جونگ کوک اینجاست میشه بهش بگید بیاد برای آخرین اجرای باهمدیگه
خواهش میکنم
من قول میدم قبول میکنه
بهش بگو میخوام برای آخرین بار به عنوان برادر کوچیکترم و بهترین دوستم و همدمم کنارم باشه
هیونجین: فلیکس برو جونگ کوک رو صدا کن
توی ردیف دوم وی آی پی نشسته
فلیکس سرشو تکون داد و رفت
جنی:من شروع میکنم بهش بگو بیاد
لباسش هم مرتب بود نیاز نداره عوضش کنه
رفتم سر استیج
جنی:بلینک آماده اییی
جمعیت:بلههه
آهنگ یو اند می پلی شد
و منم با تمام وجود لایو خوندم
کاشکی جونگ کوک میدونست من اینو برای اون نوشتم
جونگ کوک من دوسِت دارم ولی تو اینو هیچوقت نفهمیدی
You know I gotcha
You know that I got you like that
Ain't nobody gon' have your back
Like the way I do
You love it just say you do
You know you got me
Everything you do
Everything you did
Everything I wish I was with
Makes me feel alright
I'm just saying, so
I really like it
Nothing in the world can make me feel
The way you do, the things you do
I really like it
Nothing in the world can make me feel
The way you do, the things you do
یکدفعه توسط کسی عقب کشیده شدم
و اون جونگ کوک بود
جونگ کوک با لبخند گفت:نونا آماده ای؟؟
توی چشمام برقی روشن شد و ادامه آهنگو خوندم
I love you and me
من تو و خودمو دوست دارم
Dancing in the moonlight
درحال رقصیدن زیر نور ماه
Nobody can see
هیچ کس نمیبینه
It's just you and me tonight
امشب فقط منو تو هستیم
I love you and me
Dancing in the moonlight
Nobody can see
It's just you and me tonight
وقتی میخوندم جونگ کوک منو بلند کرد و چرخوند
دلم میخواست زمان متوقف بشه
ولی حیف
گذاشتم روی زمین و منم آهنگو ادامه دادم
.....بعد از پایان اهنگ.....
جنی:بلینکز نظرتون چی بود؟؟
جونگ کوک:سلام
خوشحالم که تونستم امروز با حال مریضم بیام
ولی بی شوخی جنی نونا خیلی شجاعه
گفت بیا مهم نیست من مریض بشم
و ازش ممنونم
توی چشماش اشک جمع شده بود
و داشت بغضشو کنترل میکرد
لیسا:سلام داداش کوچولو
با ورود لیسا روی صحنه
بغضش ترکید
و میکروفون رو از خودش دور کرد
لیسا اومد کنار جونگ کوک و بغلش کرد ولی جونگ کوک همراهیش نکرد
و اونو پس زد
نامجون اومد حواس همه رو پرت کنه:خب بلینک آماده هستی که یه آهنگ رو جنی و جونگ کوک کاور کنن
چون بعد از این جونگ کوک قراره بره
پارت ۵۵
جنی:خب امروز جونگ کوک نیستش و من قراره که....
چی جونگ کوک اونجا چیکار میکنه یعنی اومده
جنی:بلینکز ببخشید من میکروفونم مشکل پیدا کرده الان برمیگردم
رفتم پشت صحنه
جنی:هیونجین
هیونجین
فلیکس
هیونجین:چی شده
جنی:جونگ کوک اینجاست میشه بهش بگید بیاد برای آخرین اجرای باهمدیگه
خواهش میکنم
من قول میدم قبول میکنه
بهش بگو میخوام برای آخرین بار به عنوان برادر کوچیکترم و بهترین دوستم و همدمم کنارم باشه
هیونجین: فلیکس برو جونگ کوک رو صدا کن
توی ردیف دوم وی آی پی نشسته
فلیکس سرشو تکون داد و رفت
جنی:من شروع میکنم بهش بگو بیاد
لباسش هم مرتب بود نیاز نداره عوضش کنه
رفتم سر استیج
جنی:بلینک آماده اییی
جمعیت:بلههه
آهنگ یو اند می پلی شد
و منم با تمام وجود لایو خوندم
کاشکی جونگ کوک میدونست من اینو برای اون نوشتم
جونگ کوک من دوسِت دارم ولی تو اینو هیچوقت نفهمیدی
You know I gotcha
You know that I got you like that
Ain't nobody gon' have your back
Like the way I do
You love it just say you do
You know you got me
Everything you do
Everything you did
Everything I wish I was with
Makes me feel alright
I'm just saying, so
I really like it
Nothing in the world can make me feel
The way you do, the things you do
I really like it
Nothing in the world can make me feel
The way you do, the things you do
یکدفعه توسط کسی عقب کشیده شدم
و اون جونگ کوک بود
جونگ کوک با لبخند گفت:نونا آماده ای؟؟
توی چشمام برقی روشن شد و ادامه آهنگو خوندم
I love you and me
من تو و خودمو دوست دارم
Dancing in the moonlight
درحال رقصیدن زیر نور ماه
Nobody can see
هیچ کس نمیبینه
It's just you and me tonight
امشب فقط منو تو هستیم
I love you and me
Dancing in the moonlight
Nobody can see
It's just you and me tonight
وقتی میخوندم جونگ کوک منو بلند کرد و چرخوند
دلم میخواست زمان متوقف بشه
ولی حیف
گذاشتم روی زمین و منم آهنگو ادامه دادم
.....بعد از پایان اهنگ.....
جنی:بلینکز نظرتون چی بود؟؟
جونگ کوک:سلام
خوشحالم که تونستم امروز با حال مریضم بیام
ولی بی شوخی جنی نونا خیلی شجاعه
گفت بیا مهم نیست من مریض بشم
و ازش ممنونم
توی چشماش اشک جمع شده بود
و داشت بغضشو کنترل میکرد
لیسا:سلام داداش کوچولو
با ورود لیسا روی صحنه
بغضش ترکید
و میکروفون رو از خودش دور کرد
لیسا اومد کنار جونگ کوک و بغلش کرد ولی جونگ کوک همراهیش نکرد
و اونو پس زد
نامجون اومد حواس همه رو پرت کنه:خب بلینک آماده هستی که یه آهنگ رو جنی و جونگ کوک کاور کنن
چون بعد از این جونگ کوک قراره بره
- ۱۰.۷k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط