{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیرون بیا! این روزه‌داران، ماه می‌خواهند

بیرون بیا! این روزه‌داران، ماه می‌خواهند
جان‌ها برای زیستن، تنخواه می‌خواهند
آنقدر شیرین است لحن و لهجه‌ات، حتی
جن‌ها ز لب‌های تو بسم‌الله می‌خواهند
نام تو را در هر دم و هر بازدم بردم
این دو مسافر، خرجِ بین راه می‌خواهند
لطف پرستاران به جای خویش اما من
بیمارم و بیمارها همراه می‌خواهند
الماس اشکم را خریداری نمی‌بینم
این کوه‌های نور، نادرشاه می‌خواهند
آنقدر مجنونم که در فن جنون از من
دیوانه‌های شهر، راه و چاه می‌خواهند

#محسن_رضوانی
دیدگاه ها (۱)

هوا ترست به رنگ هوای چشمانتدوباره فال گرفتم برای چشمانتاگر چ...

هوا تَرست به رنگ هوایِ چشمانتدوباره فال گرفتم برای چشمانتاگر...

هوا ترست به رنگ هوای چشمانتدوباره فال گرفتم برای چشمانتاگر چ...

نصرت الله مسعودی

جغد بر کنج ویرانه ای نشسته بود و گاه گاهی ناله ای سر میداد و...

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

خدای خوب و مهربانم........ در نا هموراری های مسیر زیستن........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط