{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا بیاید  پیش من امروز و فردا می‌کند

تا بیاید  پیش من امروز و فردا می‌کند
عشق را چشمان من از او تمنا  می‌کند

من به او هر بار گفتم دوستت دارم ولی
ناز چشمانش برایم دلبری ها   می‌کند

مثل پروانه چنان گشتم به دور شمع او
سوختن در شعله، عشقم را هویدا می کند

در مسیر ازدحام کوچه های بی کسی
اشک چشمانم مرا همواره رسوا  می‌کند

بعد او دنیا برایم خانه ای آباد نیست
با من دلخسته گاهی  او مدارا می‌کند

رفته از پیشم ولی هرشب خیالم ، بیقرار
با سماجت  چشم‌هایش را تماشا می‌کند

قصه‌ای دارم که دائم باخودم می‌خوانمش
عاقبت او را، دلم  یک روز پیدا می‌کند💕
دیدگاه ها (۰)

نمیبخشمت p.23

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

تا بیاید  پیش من امروز و فردا می‌کند عشق را چشمان من از او ت...

غمـــی درسینه ام دارم که غــــوغا می کند هر شبسکوت بــــــی ...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟دلی بشکسته آوردم دلم را می...

شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟دلی بشکسته آوردم دلم را می...

شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟دلی بشکسته آوردم دلم را می...

شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟دلی بشکسته آوردم دلم را می...

شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟دلی بشکسته آوردم دلم را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط