عشق جادویی پارت ( ۱ )

#لیسا
هااااااااااا( خمیازه)
صبح شده برم بقیه رو هم بیدار کنمم
رفتم دست و صورتم رو شستم و رفتم‌اتاق جنی
لیسا : جنییییییی
جنی : 😴
لیسا : جنیییییییییییییییی( خونه لرزید😂)
جنی : ها ؟ چتهههه بیدارم بیدارم
لیسا : پاشو صبحانه رو حاضر کن من برم بقیه رو بیدار کنم
رفتم اتاق رزی
لیسا : رزی پاشو دیر شده
رزی : ها؟ بیدارم‌ اوک 😴
لیسا : خوابیدی کهههههه
رزی : بیدارم بیدار
لیسا : برو جیسو رو بیدار کن بعد بیاین صبحانه
رزی : اوهوم باشه
رزی رفت و جیسو رو بیدار کرد و اومدن سر میز صبحانه
لیسا : همسایه جدید اومدن
جنی : کی هستن ؟
لیسا : ۴ نفر هستن فک کنم
رزی: اوهوم خب زود باشید حاضر بشیم بریم مدرسه وگرنه دیر میشه
یونیفورم های مخصوص رو پوشیدیم و رفتیم مدرسه
رفتی تو حیاط که یه موتور از بغل لیسا رد شد و جلوش پارک کرد
پسره : یه کاغذ داد دست لیسا
لیسا : خوندم کاغذ رو شماره نوشته بود
پاره کردم کاغذه رو بعد پرت کردم تو هوا و رفتم مدرسه
#کوک
جیمین : بیاین شرط بندی کنیم
۴ دختر اولی که پاشون رو گذاشتن تو حیاط باید مخشون رو بزنیم
‌کوک : باشه
تهیونگ : باش
جین : اوک
۴ تا دختر اومدن داخل
جیمین : اولیه مال کوک دومی مال من سومی مال جین چهارمی مال تهیونگ
همه : باشه بریم
اول کوک رف
دختره پاره کرد شماره رو 😬😂
تهیونگ : داداش شرط رو باختی؟😬😬😂
کوک : خب بابا حالا خودت رو میبینیم
جیمین رفت برای رزی
#رزی
رفتم سمت آب توری تا آب بخورم برگشتم یه پسر واستاده بود جلو
خواستم از بغلش برم بازم جلوم سبز شد
رزی : میشه لطفا برید کناررر
جیمین : نه 😁
رزی : برو کناررر
جیمین : من هیچ دوستی ندارم میشه با من دوست بشید ؟؟؟🥺🥺🥺
رزی دلش سوخت
رزی : باشه بریم مدرسه دیر میشه
جیمین : باشه من برم کیفم رو بردارم تو برو
رزی رف داخل مدرسه
#جیمین
رفتم پیش پسرا و گفتم هو هو هو شرط رو بردممم
کوک : یااااااا تو باهاش دوست شدی مخش رو نزدی که اوسکول
جیمین : عه 😬
جیمین : جین نوبت توعه برووو
جین : باشه
#جیسو
ناظم بهم گفته بود گل هارو آب بدم
یه دفعه جلوم یه پسر سبز شد
پاش رو گل ها بود
دستش رو گرفتم‌ و کشیدم سمت خودم
جیسو : پات رو گل ها نزار خیلی ضعیف و شکننده هستند این گل ها 😁
جین : اوو باشه ببخشید 😁😁
جیسو : حالا اینجا چیکار میکنید ؟ برید مدرسه دیر میشه
جین : تو هم دیرت میشه زود برو مدرسه
جیسو : ناظم گفته برم به گلا آب بدم بعد بیاممم
جین : بزار منم کمکت کنم تا دیرت نشه
گل هارو آب دادن و جیسو و جین رفتن سر کلاس هاشون
جیمین و کوک و تهیونگ : چطوری جین تونست 😯😯😯
کوک : نوبت تو عه تهیونگ برو
تهیونگ : اوکی
#جنی
از دستشویی اومدم بیرون و دستام رو شستم که ناظم‌اومد و گفت : برو تو انبار دنبال چوب آموزشی ..............
پارت ۱ تموم شد
پارت ۲ رو میزارم😘
دیدگاه ها (۲)

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#بلک پینک#جیسو#رزی#جنی# لیسا##ابی تی اس# نامجون# جین #شوگا# ...

#میم#لیسا#جنی#رزی#جیسو#جونکوک #تهیونگ #نامجون #جیمین #شوگا#ج...

تولدت مبارک#میم#لیسا#جنی#رزی#جیسو#جونکوک #تهیونگ #نامجون #جی...

...#بی‌تی‌اس#بی‌تی‌اس#آرمی#آرمی#جیمین#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#...

تولدت مبارک شاهزاده 💜#میم#لیسا#جنی#رزی#جیسو#جونکوک #تهیونگ #...

★ LISA★SAWADIKA★#میم#لیسا#جنی#رزی#جیسو#جونکوک #تهیونگ #نامجو...

...#بی‌تی‌اس#بی‌تی‌اس#آرمی#آرمی#جیمین#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط