{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت کرد سرهنگی به کسری

حکایت کرد سرهنگی به کسری
که دشمن را ز پشت قلعه راندیم
فراریهای چابک را گرفتیم
گرفتاران مسکین را رهاندیم
به خون کشتگان، شمشیر شستیم
بر آتشهای کین، آبی فشاندیم
ز پای مادران کندیم خلخال
سرشک از دیدهٔ طفلان چکاندیم
ز جام فتنه، هر تلخی چشیدیم
همان شربت به بدخواهان چشاندیم
بگفت این خصم را راندیم، اما
یکی زو کینه جوتر، پیش خواندیم
کجا با دزد بیرونی درافتیم
چو دزد خانه را بالا نشاندیم
ازین دشمن در افکندن چه حاصل
چو عمری با عدوی نفس ماندیم
ز غفلت، زیر بار عجب رفتیم
ز جهل، این بار را با خود کشاندیم
نداده ابره را از آستر فرق
قبای زندگانی را دراندیم
درین دفتر، بهر رمزی رسیدیم
نوشتیم و به اهریمن رساندیم
دویدیم استخوانی را ز دنبال
سگ پندار را از پی دواندیم
فسون دیو را از دل نهفتیم
برای گرگ، آهو پروراندیم
پلنگی جای کرد اندر چراگاه
همانجا گلهٔ خود را چراندیم
ندانستیم فرصت را بدل نیست
ز دام، این مرغ وحشی را پراندیم
دیدگاه ها (۵)

گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ایعاقلان پیداست، کز دیوانگ...

دلم دلگیره این روزا تنم دلتنگ موندن نیست دیگه دلواپس روزو به...

به درویشی، بزرگی جامه‌ای دادکه این خلقان بنه، کز دوشت افتادچ...

لاله‌ای با نرگس پژمرده گفتبین که ما رخساره چون افروختیمگفت م...

یه گون اؤزوم دِدُم،بو آدم‌لارا هَمه‌سینه دل وِرمه.کیم‌سه‌یه ...

#ویسگون #دختر_بچه #زیبایی

#نینی #ویسگون #زیبایی

#تکست_ناب

#دکلمه_زیبا

#موزیکممنون.سپاسشبتون.عاشقانه

وطن‌ناموسه‌بی‌وطنی‌درده... 💚🤍❤🇮🇷#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_...

مـارااَزجـان‌باخـتـن‌دَر‌نـبـرد‌مـی‌تـرسانـنـدهـمـان‌هـایـی‌...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

طنین خشم نود میلیون پایان عصر غارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط