{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا گفتم: خسته ام!

به خدا گفتم: خسته ام!
گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم نا امید نشوید"
گفتم: کسی ازدلم خبر ندارد،
گفت: "ان الله بین المرء وقلبه، خدا حائل است میان انسان و قلبش"
گفتم: کسی را ندارم،
گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید، ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم"
گفتم: انگار قدری مرا فراموش کرده ای!
گفت: "فاذکرونی اذکرکم، مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم...!!!
دیدگاه ها (۳)

اي كاش زندگى فوتبال مي بود تا خوشى را پاس، جداى را شوت، بيوف...

به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره / مواظب تو باشه سرت بلا نی...

‏زیباترین عکس ها در اتآق های تاریک ظاهر میشوند پس هروقت در ق...

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا من...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۲۳در پادکست بیست و سوم می‌شنوید:•...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :بنابراین، نمی‌شود نام ه...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

به خدا گفتم خسته ام !گفت [لا تنقطوا من رحمت الله] ، از رحمتم...

به خدا گفتم خسته ام، گفت لاتنقطوا من رحمه الله ، از رحمت خدا...

گفتم: خسته ام…. گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله…از رحمت خدا ناا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط