مثل یک ابر بهاریم ... فقط میباریم .
مثل یک ابر بهاریم ... فقط میباریم .
قصه کوچه شنیدیم ... همه غمباریم ...
مادرا ما که مریضیم ... حرام است وضو ...
چادرت را بتکان قصد تیمم داریم ...
دست ما نیست و بگزار که طعنه بزنند ...
از در چوبی و مسمار به در ... بیزاریم ...
بوی ماه غم مادر همه را مجنون کرد ...
فاطمیهای زمانیم ... پر از اسراریم ...
نوکر حضرت بانوی علی گردیدیم ...
نوکر حضرت عشقیم ولی احراریم ...
غزل آشفته شده ... هرچه خودش میخواهد ...
هرچه در مطلب (سینا) است قبولش داریم ...
قصه کوچه شنیدیم ... همه غمباریم ...
مادرا ما که مریضیم ... حرام است وضو ...
چادرت را بتکان قصد تیمم داریم ...
دست ما نیست و بگزار که طعنه بزنند ...
از در چوبی و مسمار به در ... بیزاریم ...
بوی ماه غم مادر همه را مجنون کرد ...
فاطمیهای زمانیم ... پر از اسراریم ...
نوکر حضرت بانوی علی گردیدیم ...
نوکر حضرت عشقیم ولی احراریم ...
غزل آشفته شده ... هرچه خودش میخواهد ...
هرچه در مطلب (سینا) است قبولش داریم ...
- ۲۱۱
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط