می‌دونی تلخ‌ترین جای قصه کجاست؟

می‌دونی تلخ‌ترین جای قصه کجاست؟
اونجایی که با تمام وجودت به یکی اعتماد می‌کنی، چشماتو می‌بندی و خودتو بهش می‌سپری، چون ته دلت مطمئنی که هیچ‌وقت دلتو نمی‌شکنه...

اما یه روز به خودت میای و می‌بینی همون آدمی که فکر می‌کردی قراره مراقب قلبت باشه، خودش شده دلیل تموم بغض‌هات.

درد داره وقتی دوستش داری، ولی مدام ازش زخم بخوردی...
وقتی دلت براش تنگ می‌شه، اما یادت میاد چقدر به خاطرش گریه کردی و هربار پیام دادی بدتراز قبل تورو سوزوند...
وقتی همه خوبی ها و عشقتو فقط تو تفسیرهای خودش میبینه...
آدم از غریبه‌ها نمی‌شکنه، از همون کسی می‌شکنه که یه روزی براش از خودش هم گذشته بود.

کاش می‌فهمیدی چقدر سخت بود باور کنم تو هم می‌تونی دلمو بشکنی...
من از رفتنت نترسیدم، از این سوختم که تو لایق قلب من نبودی اما من ادامه دادمت چون تو درست همون کسی بودی که قسم خورده بودی باهاش دیگه قرار نیست درد بکشم... 🖤
#هرشب قبل از خواب وجدانت را ببوس
دیدگاه ها (۰)

هرچقدر هم زخمم بزنی، باز دوستت دارم… تو بلد باشی دلم رو بشکن...

عاشقانه های شبنم

سناریو(درخواستی): وقتی پات می‌شکنه :نامجون : کنار تختت نشست...

دلتنگتم… بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی! 🥀نمی‌دونی نبودنت با ...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

F

سناریو ریندو

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط