{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها اگر چه به جز حرف عید نیست

این روزها اگر چه به جز حرف عید نیست
بی تو اگر بهار نیاید بعید نیست

با من چه کرد یک شبه دوری که برف هم
حتی شبیه موی سپیدم سپید نیست

از من چه انتظار به جز مرگ می رود
وقتی که در دلم نفسی هم امید نیست

خود را به دست موج سپردم که گم شوم
اما هنوز ساحل غم ناپدید نیست

روز جدایی است همه ماه و سال من
روز رسیدنم به تو در سررسید نیست

سال هزار و سیصد و دوری رسیده است
این سال اولیست که عیدم سعید نیست...
دیدگاه ها (۱)

این روزها اگر چه به جز حرف عید نیستبی تو اگر بهار نیاید بعید...

در هجر تو عمریست مرا موی سپید استگویند که پایان سیه روز امید...

قسم به عشق جدایی ز آشنا سخت استجدایی از سحر و محفل دعا سخت ا...

گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حالگفتا: منم دوای تو از درد ...

تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا آه از جمعه ي بي تو گله داريم آ...

فائزه رستکی

دلنوشته “حرف های دلِ من”نویسنده : مریم خسروی کاربرانجمن نودو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط