از من گرفتی ناگهان گرمای خود را

از من گرفتی ناگهان گرمای خود را
لبخند های مست و بی پروای خود را
تانشکفد احساس زنبق های وحشی
تا پرکنی از خون دلها پای خود را
نفرین بر این ماه و پلنگ زخم خورده
نفرین برآنکه خط زده دنیای خود را
دوزخ نشینم کرده ای آرام آرام
دادی به دستم سیب ناپیدای خود را
حالا نمایان می کنی یکبار دیگر
از پشت پرده چهره ی حوای خود را
یکتا پرستی را رها کردم چرا که
درمن نشاندی جای آن بودای خود را
مجنون تر از مجنون خیابان گرد و رسوا
درجستجویم روز و شب لیلای خود را
آرامشم را باردیگر باز گردان
تا با تو من پیدا کنم فردای خود را
دیدگاه ها (۴)

از من گرفتی ناگهان گرمای خود را لبخند های مست و بی پروای خود...

از من گرفتی ناگهان گرمای خود را لبخند های مست و بی پروای خود...

ای بدبخت مرد بدشانس.. بخت اگر بخت بود خیال همه تخت بود

@donya.ahwazi#آیات_قرآنی💚#ویسگون#انا_اهوازیه#دختر_اهوازی#دخت...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

استوری‌ها رو از دست ندید👌🌸🌱🍃📸آیدی اینستاگرام 👇https://www.in...

بنویسید بر سر در لیگ آسیا که قول آبی آسیا برمیگرده 💙⭐💙💙⭐💙عشق...

ᥫ᭡وقتی به تــو نگاه می‌کنمانگار "چشمانم" زیباتر می‌شودو وقتی...

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط