عرفه، معرفت یار به دلدار بود
عرفه، معرفت یار به دلدار بود
عرفه، جلوه گه دیده بیدار بود
عرفه، رازو نیاز است به پهنای وجود
عرفه ، گریه عشق است به هنگام سجود
عرفه، حرف من و توست که او میگوید
عرفه ،شرط حضور است که او میگوید
عرفه، سوز و گداز منِ بی سامان است
عرفه ، باغ نیازم که دراین دامان است
عرفه نور بود معرفت و شور بود
دل بیدار بدان جلوه ای از طور بود
عرفه وصف خداوند ز لبهای خود است
عرفه ،عشق نگرغرق به دریای خود است
زائرین عرفات و زمزمه ، ذکر دعا
دلربا تر ز همه ، نام حسین و کربلا
کر بلا و قتلگاه ومشکِ خشک وعلقمه
هنوزم رسد به گوش ناله و آه فاطمه
عرفه، جلوه گه دیده بیدار بود
عرفه، رازو نیاز است به پهنای وجود
عرفه ، گریه عشق است به هنگام سجود
عرفه، حرف من و توست که او میگوید
عرفه ،شرط حضور است که او میگوید
عرفه، سوز و گداز منِ بی سامان است
عرفه ، باغ نیازم که دراین دامان است
عرفه نور بود معرفت و شور بود
دل بیدار بدان جلوه ای از طور بود
عرفه وصف خداوند ز لبهای خود است
عرفه ،عشق نگرغرق به دریای خود است
زائرین عرفات و زمزمه ، ذکر دعا
دلربا تر ز همه ، نام حسین و کربلا
کر بلا و قتلگاه ومشکِ خشک وعلقمه
هنوزم رسد به گوش ناله و آه فاطمه
- ۶۱۳
- ۱۱ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط