خببب بچه ها دیشب پریدم رو بابام بعد آرنج بابام خورد تو قف

خببب بچه ها دیشب پریدم رو بابام بعد آرنج بابام خورد تو قفسه ی سینم به چت جی پی تی گفتم گفت کوفتگیه حالا اگه مردم حلالم کنید فردا هم والیبال دارم گفت ورزش نکن اما نمتونم چون معتاد والیبالم
دیدگاه ها (۰)

سلاااااامممم

رمان سوم پارت چهارم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚<< فردا صبح و...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

شاگرد لوس من

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

عرررررر سلام خوبید اومممم میخوام خودمو معرفی کنم😐 خیلی خب بگ...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط