ایشان همواره بر محور تبلیغ دین و بیان شیوا و درس آموز تار
ایشان همواره بر محور تبلیغ دین و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی کرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به کوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی که اکثر خطبه های جمعه را خود ایراد می کرد، اما هرگز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نکرد و لیکن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.
هنگام رفع مشکلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی کرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح با جماعت در مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.
هنگامی که راهی مسافرت می شد تنها توصیه اش این بود که: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت که فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور کلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شود. اخلاق ایشان و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.
شیخ محمد ضیایی پس از عمری دعوت. در سن 55 سالگی در روزی ما بین چهارشنبه 22 تیرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تیرماه 1373 مطابق با 4 الی 11 صفر 1415 ه_.ق به جرم مبلغ اسلام بودن توسط افرادی کوردل و جنایت کار از خدا بی خبر و شقی القلب به درجه رفیع شهادت نایل امد. شهادت شیخ آخرین و بزرگترین افتخار در زندگی دنیوی او بود که به آن مشرف شد.
جالب اینجاست که دشمنان اسلام تصور می کردند کسی که مدرسه دینی و اهل سنت جنوب را رهبری می کند شهید ضیایی است. اما وقتی پس از شهادت او مدرسه ای که با اخلاص او اداره می شد. استوارتر از همیشه به کار خود ادامه داد و نوارهای سخنرانی او بین مردم دست به دست شد. بسیار دیر پی به اشتباه خود بردند. مراسم تشییع جنازه ای که مردم برای او ترتیب دادند و نه خانواده وی, بی نظیر بود و شاید قاتلین شهید حتی تصور نمی کردند آن جنایت چنین پیامدی داشته باشد. نه تنها از طرفداران شهید کاسته نشد بلکه کسانی که تا آن روز نام ضیایی را هم نشنیده بودند, آن روز شنیدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نیست اگر بگوییم شیخ ضیایی دائره المعارفی از تاریخ اسلام و احکام اسلامی بود که جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شک شاگردانی از خود بجای گذاشت که توانستند جای خالی او را پر کنند
هنگام رفع مشکلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی کرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح با جماعت در مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.
هنگامی که راهی مسافرت می شد تنها توصیه اش این بود که: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت که فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور کلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شود. اخلاق ایشان و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.
شیخ محمد ضیایی پس از عمری دعوت. در سن 55 سالگی در روزی ما بین چهارشنبه 22 تیرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تیرماه 1373 مطابق با 4 الی 11 صفر 1415 ه_.ق به جرم مبلغ اسلام بودن توسط افرادی کوردل و جنایت کار از خدا بی خبر و شقی القلب به درجه رفیع شهادت نایل امد. شهادت شیخ آخرین و بزرگترین افتخار در زندگی دنیوی او بود که به آن مشرف شد.
جالب اینجاست که دشمنان اسلام تصور می کردند کسی که مدرسه دینی و اهل سنت جنوب را رهبری می کند شهید ضیایی است. اما وقتی پس از شهادت او مدرسه ای که با اخلاص او اداره می شد. استوارتر از همیشه به کار خود ادامه داد و نوارهای سخنرانی او بین مردم دست به دست شد. بسیار دیر پی به اشتباه خود بردند. مراسم تشییع جنازه ای که مردم برای او ترتیب دادند و نه خانواده وی, بی نظیر بود و شاید قاتلین شهید حتی تصور نمی کردند آن جنایت چنین پیامدی داشته باشد. نه تنها از طرفداران شهید کاسته نشد بلکه کسانی که تا آن روز نام ضیایی را هم نشنیده بودند, آن روز شنیدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نیست اگر بگوییم شیخ ضیایی دائره المعارفی از تاریخ اسلام و احکام اسلامی بود که جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شک شاگردانی از خود بجای گذاشت که توانستند جای خالی او را پر کنند
- ۱.۸k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط