{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه غیبت و شایعه » بخش دوم روز بعد، مرد خردمند

داستان کوتاه غیبت و شایعه » بخش دوم روز بعد، مرد خردمند گفت: «اکنون برو و همه پرهایی را که دیروز ریخته بودی جمع کن و برای من بیاور» زن، در همان مسیر، به راه افتاد، اما با نا امیدی دریافت که باد همه پرها را با خود برده. پس از ساعتها جستجو، با تنها سه پر در دست، بازگشت.
خردمند پیر گفت: « می بینی؟ انداختن آنها آسان است اما باز گرداندنشان غیر ممکن است. شایعه نیز چنین است. پراکندنش کاری ندارد، اما به محض این که چنین کردی دیگر هرگز نمی توانی کاملاً آن را جبران کنی».
از خوردن گوشت برادر مرده ات خودداری کن . غیبت نکن
دیدگاه ها (۱)

غيبت و شايعهزنی شایعه ای درباره همسایه اش را مدام تکرار کرد....

روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مورد رنجش خاطر بهترین دوس...

مراقب بالش پر خود باشیدروزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مو...

مراقب بالش پر خود باشید - مراقب بالش پر خود باشید3روزی خانمی...

مراقب بالش پر خود باشید روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که م...

* مراقب بالش پر خود باشید *روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد ک...

هرگز با خودت قهر نکن...به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان...

فال امروز شما پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393فال امروز شما پنجشنبه ...

فال امروز جمعه 18 مهر 93 جمعه 10 اکتبر 2014فال حافظفروردین:ا...

فال امروز دوشنبه 19 آبان 93 یکشنبه ۱۰ نوامبر 2014فال حافظفال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط