دیکته سال1394
دیکته سال1394
بنویس :
بابا نای نان دادن ندارد !
بابا کار ندارد !
بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد !
بنویس :
آن بچه سرطان دارد !
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است !
خانه آنها پایین شهر است !
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد !
بنویس :
تلاش بی ثمر ...
صاحب خانه بابا را جواب کرد !
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود !
بابا پول قبض آب ندارد !
بنویس :
نماز قضا دارد ...
اما سفره ما غذا ندارد !
بنویس :
اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند ...
اما سقف خانه ما چکه میکند !
بنویس :
پسر همسایه ما از گرسنگی مرد ...
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند !
بنویس :
عشق و محبت بی معنی ترین کلمه ها هستند ...
چون آدمها انقدر مغرور و خود خواهند که اگر ...
کسی رو به مرگ باشد
و فقط ذره ای محبت بخواهد تا در آرامش باشد ...
به راحتی از او دریغ می کنند !
بنویس :
در سرزمین من همه ...
یا سنگ میفروشند
یا سنگ میزنند
یا سنگ می اندازند
یا سنگ دل اند
یا نگاهشان سنگین است !
بنویس :
زندگیمان سخت آسان میگذرد ...
بنویس :
بابا نای نان دادن ندارد !
بابا کار ندارد !
بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد !
بنویس :
آن بچه سرطان دارد !
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است !
خانه آنها پایین شهر است !
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد !
بنویس :
تلاش بی ثمر ...
صاحب خانه بابا را جواب کرد !
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود !
بابا پول قبض آب ندارد !
بنویس :
نماز قضا دارد ...
اما سفره ما غذا ندارد !
بنویس :
اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند ...
اما سقف خانه ما چکه میکند !
بنویس :
پسر همسایه ما از گرسنگی مرد ...
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند !
بنویس :
عشق و محبت بی معنی ترین کلمه ها هستند ...
چون آدمها انقدر مغرور و خود خواهند که اگر ...
کسی رو به مرگ باشد
و فقط ذره ای محبت بخواهد تا در آرامش باشد ...
به راحتی از او دریغ می کنند !
بنویس :
در سرزمین من همه ...
یا سنگ میفروشند
یا سنگ میزنند
یا سنگ می اندازند
یا سنگ دل اند
یا نگاهشان سنگین است !
بنویس :
زندگیمان سخت آسان میگذرد ...
- ۱.۱k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط