{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جـــانم زینب(س)

جـــانم زینب(س)

لرزه بر پیکره ی شام می افتد وقتی؛

چادر فاطمه را بر سر خود می پوشد

بی سبب نیست عدو از سخنش می ترسد

زینب است, خون علی در رگ او می جوشد
دیدگاه ها (۳)

دامان "علی" گرفته هر حور و ملکفرمان ز "علی" اطاعت از شمس و ف...

یا امام رضا(ع)...مادرم بر سرِ سجاده دعایم کرده..از همان کودک...

ابر... و باد...و مَه...و خورشید...و فََلک....٘ یک٘ شِع٘ر اَس...

♡...به به به جانَم امیرَ الْمُؤْمِنین(ع)...♡هَرگِز نَرَود زِ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

یک زن ایستاد…و روایت دشمن را شکست داد.وقتی دشمن گمان کرد با ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

عاشقانه های شبنم

فک می کنید چرا ایران داره کشیده میشه سمت بی حجابی؟چون غیرت م...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط