چشمان آهوصفت..
چشمان آهوصفت..
نازنینم..
نگاه نافذت مرا در جای میخ کوب میکند.
ومن مینگرم ...
سکوت میکنم..
و ب نازو کرشمه های چشمانت می اندیشم..
چشمانت را میگشایی ..
بر هم میگذاری..
زمانی نمیبرد
اما مرا ساعتها ب فکر فرو میبرد..
افسون نگاهت..
مخاطب نگاهت هیچ زمان نبودم..
اما چ آشناست نیم نگاهت..
چ پرمعنا سخن میگوید..
سخن میگوید از آشفته بازاردل
از اندوه زمانه میگوید..
از دلتنگی هایی ک حال کاسه لب را ب سرآورده..
پلکهارا روی هم قرار ده..
ذهن را خالی کن از هر دغدغه
نازنینم آرامش را مهمان کن ..
میزبان باش..
مهربانی توراس برازنده
صبوری توراس زیبنده..
آری تو میتوانی...
نازنینم..
نگاه نافذت مرا در جای میخ کوب میکند.
ومن مینگرم ...
سکوت میکنم..
و ب نازو کرشمه های چشمانت می اندیشم..
چشمانت را میگشایی ..
بر هم میگذاری..
زمانی نمیبرد
اما مرا ساعتها ب فکر فرو میبرد..
افسون نگاهت..
مخاطب نگاهت هیچ زمان نبودم..
اما چ آشناست نیم نگاهت..
چ پرمعنا سخن میگوید..
سخن میگوید از آشفته بازاردل
از اندوه زمانه میگوید..
از دلتنگی هایی ک حال کاسه لب را ب سرآورده..
پلکهارا روی هم قرار ده..
ذهن را خالی کن از هر دغدغه
نازنینم آرامش را مهمان کن ..
میزبان باش..
مهربانی توراس برازنده
صبوری توراس زیبنده..
آری تو میتوانی...
- ۱.۴k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط