نمیشه دوسش نداشت

نمیشه دوسش نداشت
منه بیست و‌سه ساله کم آوردم امشب اما دکتر یک لحظه برای در کنار مردم بودن کم نیاورد و خسته نشد
حتی می دونستم که کمر درد و زانو درد داره ، گفتم دکتر یکم سرعت رو بیشتر کنید تا باز نیومدند عکس بگیرن، میگه برو اون پسره رو صدا کن فکر کنم خواست بیاد عکس بگیره اما دوربین نداره
پسره رو آوردم، دکتر بازهم مثل همیشه در گوش بچه ها صحبت می کنه و آخرش میگه این یه رازه...
دوست داشتن این مرد میشه گفت یکی از بالاترین درجات عشق و دوستی ه برای مم
#رئیس_دوست_داشتنی
#تیم_پشتیبانی_رئیس
#خادم_ملت
#سردار_عدالت
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۸_ چه بهتر .. خلاص ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط