وقتی فرماندت بود و...🍁🧡

وقتی فرماندت بود و...🍁🧡
نویسنده :پارک جیون
آنا و جیمین
شات ۱

تو فکر میکنی که میتونی به همه کمک کنی و نجاتشون بدی ولی یه روزی برمیگردی و میبینی اونها خودشون دارن تورو غرق میکنن!"

_پارک جیمین

__________________________________________________________

میدونی چرا بغل کردنت حس خوبی بهم میده؟
چون تو سمت راست بدنت ؛
قلب وجود نداره و جاش خالیه ولی وقتی منو و بغل میکنی ..
من اون جای خالی و پر میکنم و انگار من  قلبت شدم...
و این حس زیبا ترین حس دنیاست که تو واسم ساختی فرمانده !

..........................................................................................

دخترک خمیازه ای می‌کشد با اینکه تازه از خواب بیدار شد اما انگار باز هم خستست ...حوصله دیدن اون مرد رو نداشته ...
همیشه ازش بدش میومد !
حتی اگه بهترین کارهای دنیارو انجام بده بازهم فرمانده پارک ازش ایراد میگیره ...

.
.
.

آنا :احترام !

جیمین :آزاد ...گروهبان اول کیم ...

آنا :بله ...
دیدگاه ها (۰)

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جیه...

Part : eight ادامه دارد ......جیمین و ا.ت رفتن جایی که سفارش...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : آخر » ⁦♡⁩همون شب که یونگی جیمین رو ب...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁴ویو میکا_____اولین چیز...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇12ویو هویج:صدای آب، سکوت حموم رو پر کرده...

P20جیمین مشغول هم‌زدن سوپ بود،جینا امروز برای ناهار میومد خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط