{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عفو فرمودی غلام روسیاه خویش را

عفو فرمودی غلام روسیاه خویش را
گرچه خود هرگز نمی بخشد گناه خویش را
سایه ات را از مدار روسیاهان برمدار
ماه از شب برنمی گیرد نگاه خویش را
چشم بر گلدسته ها می دوزم و حس می کنم
کفتری در سینه ام گم کرده راه خویش را
ابرها درسینه ام تا سر به هم می آورند
می کشم تا #توس بغض گاه گاه خویش را
در گذار از گنبدت تنها نه ما،خورشید نیز
برکشد از کاکل زرین کلاه خویش را
تا حدیث نور گفتی،شاعران لب دوختند
آهوان سرمه سا،چشم سیاه خویش را
جز تو شاهی نیست در عالم که گاه بار عام
پر کند از خیل خاصان بارگاه خویش را
در #خراسان یافتم ای آن که میگفتی مرا
بر زمین پیدا نخواهی کرد ماه خویش را
هر که روشن دل تر اینجا مستجاب الدعوه تر!
همدم آیینه هایش ساز آه خویش را
#علیرضا_بدیع

#امام_رض♥♥♥ا

از بچگی دوست داشتم یکی بلندم کنه بزارتم اون بالا ،همیشه به حال این کبوترا غبطه خوردم ،یعنی حال میده هاااا ^_^

by me ^_~
دیدگاه ها (۱۶)

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

باید کاشته شود در قلب

بفرس برای سلطان احساست 🫂♥🙈تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

*به نیک و به بد مَردِ آموزگارنپیچد سر از گردشِ روزگاربه هر چ...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

*با تو لیلا، بید، مجنون‌وار می‌ریزد به‌همزیر باران، رقص گندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط