بچه ها فعلا پارت ها رو مینویسم اگر حمایت بشه ادامه میدم
انیا
واییی نههههههه چرا باید لوکاس منو دوست داشته باشههههه
صدای بکی میاد
بکی : وای آنیا و لوکاس بیاین اینجا کمک کنین دامیان خیلی خون از دست داده
دامیان با همون حال :
انیا انیا کجاست
حالش خوبه ؟ اون تازه از بیمارستان مرخص شده بود
در همین لحظه بابای دامیان از راه میرسه (لوکاس بهش زنگ زده )
داناوان : پسرم کجاست ؟
با پسرم چیکار کردین
انیا رو از روی دامیان میزنه کنار با عصبانیت
: برو اونور دختره فقیر بدبخت
انیا جا میخوره
واییی نههههههه چرا باید لوکاس منو دوست داشته باشههههه
صدای بکی میاد
بکی : وای آنیا و لوکاس بیاین اینجا کمک کنین دامیان خیلی خون از دست داده
دامیان با همون حال :
انیا انیا کجاست
حالش خوبه ؟ اون تازه از بیمارستان مرخص شده بود
در همین لحظه بابای دامیان از راه میرسه (لوکاس بهش زنگ زده )
داناوان : پسرم کجاست ؟
با پسرم چیکار کردین
انیا رو از روی دامیان میزنه کنار با عصبانیت
: برو اونور دختره فقیر بدبخت
انیا جا میخوره
- ۱۱.۸k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط