بچه ها فعلا پارت ها رو مینویسم اگر حمایت بشه ادامه میدم

انیا


واییی نههههههه چرا باید لوکاس منو دوست داشته باشههههه
صدای بکی میاد
بکی : وای آنیا و لوکاس بیاین اینجا کمک کنین دامیان خیلی خون از دست داده

دامیان با همون حال :
انیا انیا کجاست
حالش خوبه ؟ اون تازه از بیمارستان مرخص شده بود



در همین لحظه بابای دامیان از راه میرسه (لوکاس بهش زنگ زده )

داناوان : پسرم کجاست ؟
با پسرم چیکار کردین


انیا رو از روی دامیان میزنه کنار با عصبانیت
: برو اونور دختره فقیر بدبخت

انیا جا میخوره
دیدگاه ها (۰)

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

عشقی حقیقی

دروغی که واقعی شد

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت۳که یهو صدای در مانع...

پارت ۷

داناوان با نامزد دامیان پیاده میشننامزده دامیان: دامیان جونن...

عشق از آینده پارت 56

« خوناشام من » آنیا صحنه رو ترک می‌کنه آنیا : « همین مون کم ...

( عکس جدید داستان این هست )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط