پارت ۱۵

۲ هفته بعد
ا/ت:
خب...هیهی
آره یادمه،من قرار بود فقط یه ماه اول به زور بمونم و بعدش برم فروشگاه لوازم آرایشی یا هرچی کار کنم ولی خبببب...به ماه دوم رسیده و من هنوزم دارم اینجا کار میکنم
آره آره میدونم با خودتون چه فکری میکنید،اما اصلا اونجوری نیست،من فقط و فقط بخاطر حقوقش موندم،آره
و توجی هم به بدی که فکر میکردم نیست،فکر می‌کنم اوایل از عمد یکم اذیتم میکرد،اما الان خیلی رعایت میکنه
نمیزاره کلا به اتاقش دست بزنم،خودش مرتبش میکنه،تازه حتی وقتایی که کاری نداشته باشه سهم ظرفای خودشو بعد از غذا میشوره حتی با اینکه بهش میگم لازم نیست این کارو کنه
به عنوان کسی که نزدیک ترین تماسی که تابحال با یه مرد داشته سلام و علیک بوده،منم خیلی خوب با این وضعیت کنار اومدم،بر خلاف چیزی که فکر میکردم
قبول میکنم،اوایل به شدت ترسیده بودم،ولی شما بودید نمیترسیدید؟یه مرد گنده عضله ای که انگار منو فقط واسه پروتئین قبل باشگاهش میخوره،طبیعتا شما ام نمیخواید با یه همچین کسی توی یه خونه تنها باشید،مخصوصا که قضیه خیلی بو دار بود با اون بحث حقوق بالا و مردی که حتی نیاز به مراقب هم نداره
درسته در ظاهر خطرناک به نظر میرسه،اما با چیزایی که ازش فهمیدم به نظر میرسه باطن پاکی داشته باشه،و حرف زدن و کنار اومدن باهاش خیلی راحته،طوری که حس میکنی میخوای فقط باهاش وقت بگذرونی
از همچین آدمایی خوشم میاد
دارم چی بلغور میکنم؟من از صاحب کارم خوشم نمیاد!
بگذریم
فردا سالگرد مادرمه،میخوام شیرینی مورد علاقش،یعنی کاپ کیک کاپوچینویی رو درست کنم و براش ببرم
گرچه دیگه نمیتونه ازشون لذت ببره:)
امروز توجی رفت بیرون،نگفت کجا میره منم نپرسیدم،به من چه،تازه حتی بهتره،لازم نیست نهار بپزم بیشتر به کارام میرسم
دونه دونه ظرف هارو از کابینت در میارم،مشخصا این کابینتا حداقل ۳ ساله که تمیز نشده،چون به حدی گرد و غبار روش جمع شده که دستم توش فرو میره
از خونه ی یه مرد نمیشد انتظار بیشتری داشت
د آخه مرتیکه تو که تنهایی زندگی میکنی و مهمون هم نداری این همه ظرف چینی اصل خوب و سنگین میخوای چیکار که الان بشه مایه بدبختی من!
چهار پایه رو زیر کابینت میزارم و میرم بالا،ظرفا اونقد سنگینن که ۳ تا ۳تا جابجا شون میکنم
ای خدا لعنتت کنه مردک
(۴۵ دقیقه بعد)
شاید با خودتون فکر کنید که توی این زمان ظرفارم چیدم،اما نخیر،فقط خالیشون کردم
چرا؟ چون آقا دوتا ست ۲۶ نفره کامل کاسه و بشقاب و...داره! دوتا ست کامل! ۲۶ نفره!
آخرین ظرفارو بیرون میارم
"خداروشکر...دیگه کمرم از این بیشتر نمی‌کشید..."
که چهارپایه از زیر پام لیز میخوره
"هااا-"
شپلق!
آخخخخخ نشینگاهمممم نابود شدددد!
به خورده های بشقاب که الان توی کف دوتا دستام فرو رفته نگاه میکنم
این اصلا خوب نیست
من...چرا انقد بدبختم...
با این وضع دستام که دیگه نمیتونم هیچ کاریو انجام بدم
نه،درواقع این اصلا بحث کارام نبست
من حالم خوب نیست
هیچوقت نبوده

#انیمه #جوجوتسوکایسن #جوجوتسو_کایسن #جوجوتسو_کایزن #جوجوتسوکایزن #توجی #زنین #گوجو_ساتورو #گوجو #مگومی #وانشات #فنفیکشن #فن_فیکشن #فیکشن #کیوت #کیپاپ #بی_تی_اس #بیتیاس #بلکپینک #بلک_پینک #داستان #رمان
دیدگاه ها (۳۱)

سلام رفقا چطورید خوبید ؟ من یه مدت طولانی نبودم و قرار هم نی...

بعد از یک قرن ، یه گونه جدید از گربه‌سانان به اسم "گربه پلنگ...

dark life = 40

وای این ترم اصلا عاشق سلولی مولکولی شدم 😭 لامصب فقط جزئیاته ...

لطفا بخونین

هعی یه اعتراف ؟ *والا فکر کنم کلا در حال اعترافم ولی خبهر وق...

⠀⠀⠀‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌‌‌   ‌‌ ‌ ‌ ‌   ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ 𝗌ù𝗄︎ 𝗆︎ý 𝗇︎ё...

‏🐺[۱۱:۵۳ ~ ۱۲:۰۰ به وقت کلمبیا]ای وای وایتعداد آهنگ‌هایی که ...

آرت جدید نیس_قبلا کشیده بودم ولی فکر میکنم پستش نکردم...مثلا...

🐿: من از بدو تولد حتی یه بار هم حرف زشت نزدم🦙: هان، گلوت خشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط