جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند
پروانه چون نسوزد کش سوختن یقین است

گر سر عشق خواهی از کفر و دین گذر کن
کانجا که عشق آمد چه جای کفر و دین است
دیدگاه ها (۰)

Attar-050803

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

رمان تاجی از سوءتفاهم

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

چند پارتی

Between Sleep and Breath

بانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کش شمع را تهدید کن کا...

ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باشساقی دیوانگانی همچو می دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط