{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فلسفی

هرچه بیشتر در خود فرو رفتم، جهان، کمتر شبیه آن شد که روزی باورش داشتم.
فهمیدم بعضی حقیقت‌ها چراغ نیستند؛ پنجره‌هایی‌اند که رو به ویرانه‌های باورمان باز می‌شوند.
و آدمی، گاهی نه از آنچه بر او گذشته، که از آنچه سرانجام فهمیده است، اندوهگین می‌شود.
شاید خودشناسی همین باشد؛ رسیدن به جایی از خویش که دیگر نمی‌توانی نادانسته زندگی کنی، و هنوز نیاموخته‌ای چگونه با دانسته‌هایت آرام بگیری.
دیدگاه ها (۰)

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

!!!! چند دقیقه وقت بزار و بخون !!!!سلام، دخترِ سرزمینم!نمی‌د...

سلام و احترام🌻میدونستی دوووور ترین آدم به خدا چنین شخصیه 😳‼️...

به نام خدا. شرح مختصری از احوالات اجتماعی و سیاسی در زمان ام...

تکپارتی جیمین Like crazy شب همیشه از جایی شروع می‌شد که صداه...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط