خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

سامرا؛ پادگانی که دانشگاه شد

بسم الله الرحمن الرحیم

در قصه قبل دیدیم که امام جواد (ع) با وجود محاصره سیاسی، شبکه وکالت را زنده نگه داشت و جریان‌های انحرافی را رسوا کرد.
حالا باید دید فرزندش در برابر نقشه‌ای پیچیده‌تر چه کرد.

امام علی بن محمد (ع).
ملقب به «هادی» و «نقی».
امامی که متوکل عباسی او را از مدینه به سامرا فراخواند.
نه برای ولایتعهدی، که برای حصر کامل.
متوکل عباسی می‌خواست امام را در پادگانی نظامی محصور کند و ارتباطش با شیعیان را برای همیشه قطع نماید.
اما نتیجه، درست برعکس شد.

چرا سامرا؟ نقشه متوکل عباسی

متوکل عباسی، خلیفه‌ای بود که علناً با اهل بیت (ع) دشمنی می‌کرد. برخلاف مأمون که نقاب دوستی می‌زد، متوکل عباسی دستکش مخملی را کنار گذاشت و چنگال آهنین را نشان داد.
قبر امام حسین (ع) را شخم زد و آب بست.
زائران را با شلاق و شمشیر از کربلا می‌راند.
و حالا می‌خواست امام هادی (ع) را در پایتخت نظامی خودش، زیر نظر مستقیم جاسوسان، محصور کند.

منطقش ساده بود:
«اگر امام در مدینه باشد، مثل قطبی است که شیعیان دورش می‌چرخند.
اما اگر او را به سامرا بیاورم و در پادگان محصورش کنم، این قطب از مدار خارج می‌شود.»

نقشه‌ای که متوکل عباسی کشید، سه هدف داشت:

· قطع ارتباط:
امام دیگر نتواند با وکلایش در سراسر جهان اسلام تماس بگیرد.
· تحقیر:
امام را در منطقه‌ای نظامی و خشن نگه دارد تا شکوه معنوی‌اش بشکند.
· ترور شخصیت:
با جاسوسان و مأموران، تمام حرکاتش را زیر نظر بگیرد و بهانه‌ای برای اتهام‌زنی بیابد.

پاسخ امام:
زیارتی که منشور شد

امام هادی (ع) در دل همین حصر، یکی از بزرگ‌ترین اسناد فکری شیعه را تدوین کرد:
زیارت جامعه کبیره.

این زیارت، در ظاهر یک متن دعایی و توسل به ائمه (ع) است.
اما در باطن، یک بیانیه سیاسی و اعتقادی تمام‌عیار است.
امام در شرایطی که متوکل عباسی می‌خواهد نام اهل بیت (ع) را از ذهن‌ها پاک کند، در این زیارت، مقام امامت را چنان تشریح می‌کند که تا ابد در حافظه شیعه بماند.

در این زیارت می‌خوانیم:

· «هر که به شما تمسک جوید، به خدا تمسک جسته.»
· «هر که شما را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده.»
· «صلح شما صلح خداست و جنگ شما جنگ خداست.»

امام با این کلمات، به شیعیان می‌آموزد که ولیّ خدا، معیار نهایی حق و باطل است. هر که با او باشد، با خداست. هر که علیه او باشد، علیه خداست.
این منطق، دقیقاً در برابر جریان‌هایی بود که می‌گفتند:
«ما خودمان قرآن را می‌فهمیم.
نیازی به امام نداریم.»
همان جریانی که از خوارج شروع شد، در واقفیه ادامه یافت، و در هر دوره‌ای به شکلی سر باز می‌کند.

زیارت جامعه کبیره، منشور ولایت‌پذیری است.
سندی که مرز بین «شیعه ولایی» و «مسلمان غیرمتعهد» را روشن می‌کند.
و امروز، همین منشور، ملاک تشخیص ماست.

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda

#خسف #امام_هادی #سامرا #زیارت_جامعه_کبیره #متوکل #ولایت_پذیری #قرارگاه_بصیرت
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش دوم)

نقش عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در حفظ شیعه

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش اول)

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) از عالمان، محدثان و شخصیت‌های مورد اع...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

معرفی کانال حرم سیدالکریم اگر امام هادی(ع) کسی را برای رجوع ...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط