{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه غیبت و شایعه » پسر یکی از بزرگان علما که در

داستان کوتاه غیبت و شایعه » پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟
می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!
*************
روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_عبرت آبـــــــرو ببـــر جهنـــــم ...

آبروی کسی را نبراستاد فاطمی نیا: خدا شاهد است الان مردم آبرو...

جهنمی زبان.......ادامه متن

استاد فاطمی نیا؛خدا چند گناه را سخت می‌بخشد:1- عمداً نماز نخ...

استاد فاطمی نیا:چهار گناهی که سخت بخشیده می شودخدا چند گناه ...

استاد فاطمی نیا:.خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم: آقا را...

خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آد...

»🌹 آیـت‌اللـہ فاطمـی‌نیــا :پسر يڪی از علـمای بــزرگ تعـريفم...

*** ارزش سکوت*** استاد فاطمی نیا :از صبح که پا میشه, فلان کس...

استاد فاطمی نیا :از صبح که پا میشه, فلان کس چی گفت, فلان کس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط