𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②①
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②①
«پارت فرعی»
ری_
یک آن به سوروس نگاه میکنم"پس شاهزاده دورگه یعنی همین؟یه پرنس دورگه؟از فامیلی مادرت و اصالتت اسم مستعار ساختی؟!"
"اینقد تابلو بود؟"
"هزار ساله درگیرم که بفهمم."
چارلز را نگاه میکنم"مسئول این مرحله تویی چارلز؟تو بهمون میگی چکار کنیم؟"
"بله.سادهست.دوئل"
سوروس میگوید"ما چوبدستی نداریم.کدوم دوئل؟"
"چوبدستی هاتون رو میگیرین"
چهار نفر با لباس مشکی مثل یونیفرم پوشیده اند و صورت و موهایشان را مثل راهزن ها پوشانده اند.یک زن و سه تا مرد.عالی.واقعاً فوق العاده است.دوتا بچه زخمی و خسته با چهار بزرگسال آموزش دیده!کنار سوروس ایستاده ام و هیچکدام هیچ ایده ای نداریم اما...لعنت.یک هو به ما حمله میکنند!
«پارت فرعی»
ری_
یک آن به سوروس نگاه میکنم"پس شاهزاده دورگه یعنی همین؟یه پرنس دورگه؟از فامیلی مادرت و اصالتت اسم مستعار ساختی؟!"
"اینقد تابلو بود؟"
"هزار ساله درگیرم که بفهمم."
چارلز را نگاه میکنم"مسئول این مرحله تویی چارلز؟تو بهمون میگی چکار کنیم؟"
"بله.سادهست.دوئل"
سوروس میگوید"ما چوبدستی نداریم.کدوم دوئل؟"
"چوبدستی هاتون رو میگیرین"
چهار نفر با لباس مشکی مثل یونیفرم پوشیده اند و صورت و موهایشان را مثل راهزن ها پوشانده اند.یک زن و سه تا مرد.عالی.واقعاً فوق العاده است.دوتا بچه زخمی و خسته با چهار بزرگسال آموزش دیده!کنار سوروس ایستاده ام و هیچکدام هیچ ایده ای نداریم اما...لعنت.یک هو به ما حمله میکنند!
- ۶۱۵
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط