Part one!

Part one!

تو خیلی بی عرضه ایی !
تو هنوز بچه ایی !
من اعتراض دارم عالیجناب ، اون هنوز بیست سال هم نداره ! ...
پادشاه روی میز کوبید و فریاد زد : همگی دهن کثیفتون رو ببنید ، جی ام عرضه داشت و به فرمانده ها اضافه شد ! اگر اعتراضی دارید خودتون هم به اندازه ی این پسر تلاش کنید . "
همه صدا ها و زمزمه ها بعد از گفتن این حرف قط شد .

[سوم شخص]
صدای قهقه های بی رحمانه اون پسر کل سالن رو در بر گرفت .
صدای زمزمه وار و خوفناکش گفت : نوامیدتون نمیکنم سرورم . همه ی کار ها رو به سرعت براتون انجام میدم .

بسیاری از افراد داخل سالن زمزمه کنان گفتن : اون کثیفه !
جی ام فریاد زد : اگه من کثیفم ، شما ها چی هستید ؟
ها ؟ به من بگید . شما ها چی هستید ؟ همه ی ما نژاد خوناشام هستیم . "

صداش خیلی ها رو ترسوند .
تعظیم کرد و گفت : پادشاه من ، قول میدم که هر نوع بدی رو از بین ببرم . خودم تمام مسئولیت کارهام رو گردن میگیرم !

صدای قدم هاش در سالنی که انگار خاک مرگ در اون ریختن طنین انداز شد .
پوز خندی شیطانی رو لب های قرمزش نشست و گفت : گفتم هر نوع ... ! "
دروازه رو باز کرد و بیرون رفت .

" جی ام "
می دونستم که موفق میشم خودم رو بالا بکشم .
من الان یکی از هشت فرمانده ام .
حالا چی ؟ من جوان ترین فرمانده تاریخ خون آشام ها هستم .                                      


از قصر خارج شدم و به سمت خونه ی خودمون حرکت کردم .
درسته ... ! من همراه دوستام اینجا زندگی میکنم .

چهره ی پوکری داشتم .
در خونه رو باز کردم و کفش هام رو دراوردم .
سمت یخچال رفتم و کیسه خونم رو برداشتم .
نی رو درونش فرو کردم و مشغول نوشیدنش شدم.

همه سمتم اومدن و با اصطراب بهم نگاه می کردن .
بالاخره جو جانگ لب باز کزد و گفت : چی شد ؟
بکو که قبولت کردن . "
شنل مشکیم رو کنار زدم و بازوم رو که حالا تتوی فرماندهی بود رو به نمایش گذاشتم .
جو جانگ خوشحال بالا پایین پرید : کیوتی بدون پارتی بازی بالا اومد !

زمزمه وار صدای بمم رو به روخش کشیدم : شما ها هم بدون کمک بالا اومدید !

هوسوک پوز خنده نومیدی زد و گفت : چی داری میگی ؟ میدونی که فقط تو و چند نفر دیگه به این باور دارن .
خون روی لب هام رو لیسیدم و جوابش رو دادم : اگه بخوای بستن دهن اون حرومی ها کاری نداره هیونگ . !

هوسوک خندید .
هوسوک _ خیلی خشن فکر نمیکنی جیمین ؟
کیسه خونم رو روی میز گذاشتم .



#مثل‌خون
#بی‌تی‌اس
#فیک
#نامجون‌جین‌هوسوک‌یونگی
#جیمین‌تهیونگ‌کوک
دیدگاه ها (۰)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 41هوسوک وارد اتاق شد.پادشاه روی تخت ...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

HATE TO LOVE¹²(ویو:رز)اون...فرمانده شهربراز بود!یعنی چه اتفا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۲: هن...

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

مافیای من

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

تکپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط