چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان جانا
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟
دیدگاه ها (۱)

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوتکه در عالم نمی‌داند کس...

چنان مشتاقم ایِ دلبر به دیدارت که ازدوریبرآید از دلم آهی بسو...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی بسو...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی بسو...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی،بسو...

چنـان مشتاقم ای دلبـر به دیـدارت که از دوریبرآیـد از دلم آهـ...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی،بسو...

‏چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری‏برآید از دلم آهی، ...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهی بسو...

چنان مشتاقم ای دلبربه دیدارت که از دوریبرآید از دلم آهیبسوزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط