۳پارتی سینا ساعی وقتی

《دعواتون میشه》 پارت۳
سینا جلو همه رو به روی تو زانو زد و از جیبش یه جعبه کوچیک رو باز کرد که توش حلقه ای با نقره جذابی بود تو از خوشحالی دستتو گذاشتی رو دهنت، اون ادامه داد
س_ات میدونستی اگه میتونستم ماه رو بیارم پایین چی بهش میگفتم؟بهش میگفتم ات،باهام ازدواج کن تا بتونم برات کره زمین خوبی باشم
هر دو به هم خیره شده بودید که ات میکروفون رو از سینا گرفت
ا_سلام به همگی من ات هستم،دوست دختر این انسان کوچولو،سینا،من از همون یه سال پیش که تو کافم دیدمت فهمیدم که دوستم داری،هی رفت و آمد میکردی و بعضی اوقات با باریستا کمکی ام خوش و بش میکردی که من با این کارت بیشتر حسودی میکردم
ات چشاشو از سینا به تماشا چی ها داد و ادامه داد
ا_وقتی به مرور زمان دوست دخترش شدم فهمیدم که اون برای من بیشتر از یه قریبه،خواننده،آیدا،رفیق،دوست پسر،نامزد،یا حتا همسره،سینا مثل پدرم مراقبم بود،مثل مادرم وقتی چیزیم میشد،شوخی میکرد تا دردم یادم بره،و مثل برادر/خواهر ام روم قیرت داشت،من اینا رو گفتم که بدونید من تو این یه سال با سینا چطوری بودم،حالا هم میخوام برای آیندم یه همسر خوب و کافی باشم
ات به سینا نگاه کرد و با لبخند چال گونه ای اش یه قدم سمت سینا برداشت و بعد ۷مین تو میکروفون گفت
ا_بله
سینا پرید بقل ات و نا خواسته بلند داد زد
س_ات عاشقتم،
سینا کلمه آخرش رو تو گوش یومی گفت
س_ات ممنون که ماه ام شدی
ات از خوشحالی زیاد گریه میکرد ومیخندید ات آروم گفت
ا_خواهش میکنم کره زمین عزیزم منم عاشقتم
که بعد از بقل سینا حلقه رو کرد تو دست ات و وقتی همه رفتن سریع بدون مقدمه رفت تو ماشین و لبای ات رو سطحی بوسید(ماشین هم مدل بالا بود هم شیشه هاش دودی بودن)سینا دستشو برد سمت چونه ات و نوازش وار انگشتش رو تمون میداد
س_ممنون که قبول کردی
ات هم دستای سینا رو تو دستای خودش جا داد و نوازش وار تکون میداد
ا_ممنون که بین۹۹درصد دخترای ایران من رو انتخواب کردی
هردو خندیدید.
همونطور که سینا دستاتو قفل دستای نرم و لاغرت کرده بود و به سمت خونش میرفت تصمیم گرفت با صدای بهشتیش برات آهنگ بخونه

پایان:)
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی سینا ساعی وقتی

وانشات سینا ساعی وقتی

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

سناریو قفل آبی

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

چند پارتی تهیونگ

تک پارتی سینا ساعی وقتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط