{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشم

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشم

بی محکمه، زندانیِ بازویِ تو باشم

پیچیده به پایِ دلِ من، پیچش مویت
تا باز زمین خورده یِ گیسویِ تو باشم

کم بودنِ اسپند در این شهر، سبب شد
دلواپسِ رویت شدنِ روی تو باشم

طعمِ عسلِ عالیِ لبهات دلیلی ست
تا مشتریِ دائمِ کندویِ تو باشم
دیدگاه ها (۱)

قبل از اینکه عاشقِ یکدیگر شویدخوب همدیگر را نگاه کنیدمبادا چ...

هر روز ...دوست داشتنت را ..از اول ...مرور میکنم ...مبادا لحظ...

مـن بـہ درڪ...شــب بـیــدارےها بـہ درڪ... گـریـــہ هـام بــہ...

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤــــﺾ ﺍﺳﺖﺩﻟـ♡ ـ...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست ، که پهلویِ تو باشمبی محکمه، زندانیِ بازوی...

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم‌بی‌ محکمه زندانی بازوی تو...

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشمبی‌محکمه زندانی بازوی تو ب...

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم‌بی‌ محکمه زندانی بازوی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط