●○ داستان تاتوره ○●

●○ داستان تاتوره ○●
پارت یک
_سوم شخص_
یه روز معمولی دیگه درون اکادمی نینجا ها بود با این تفاوت که امروز اخرین روز است و ایروکا و میزوکی در حال گرفتن ازمون گنین برای دانش اموز ها هستند و ناروتو هم طبق معمول چرت میزند تا اینکه ایروکا ی کچل بله درست خوندید ایروکا‌ی کچل گفت
_نفر بعدی ، اوزوماکی ناروتو
ناروتو با شنیدن اسم خودش به ارامی چشم هایش را باز کرد و خمیازه ای کشید و با مسخره ترین حالت ممکن رفت و جلوی ایروکا و میزوکی ایستاد
ناروتو اندر ذهن : اخ جون فقط یکم دیگه مونده و سلام تا لنگ عصر خوابیدن
از ان طرف ایروکای کچل درمانده با خودش فکر میکرد
_فقط یکم دیگه مونده بعدش دیگه لازم نیست تحمل کنم
سپس به ناروتو گفت
_خب ناروتو اول به من تبدیل شو
ناروتو نیشخندی زد و با هنگ نو جوتسو به یک خر کچل با علامتی روی بینی که شبیه مال ایروکا بود تبدیل شد
ایروکا پوکر فیس به خر نگاه کرد و گفت زیر لب
_ عه یه خر کچل

^^فلشبک^^

ناروتو مثل همیشه دیر کرده بود و از ان طرف ایروکا دیگه مطمئن شده بود که ناروتو غایبه و البته تعجبی هم نداشت زیرا دیروز چنان سیلی به ناروتو زده بود که صداش تا دفتر مدیر هم رفته
وی اهی کشید و با مقدار خیلی کمی عذاب وجدان که در چشمانش قابل مشاهده بود شروع به درس دادن کرد
خیلی از درس نگذشته بود که در به صدا امد
او گفت
_بفرمایید داخل
اما بازم فرد پشت در فقط در زد
ایروکا دوباره گفت
_گفتم بفرمایید
ایروکا که صبرش لبریز شده بود و روی مود خوبی هم نبود خودش رفت و در را باز کرد
پشت در ناروتو بود که یه طرف صورتش کبود بود و همچین ایروکا در را باز کرد ناروتو ادامس مایه که درون قابلمه را روی صورت ایروکا ریخت و در رفت
به دلیل گرم بودن ادمس ها ایروکا تا چند هفته بیمارستان بود

^^پایان فلشبک^^

ایروکا اهی از کلافه گی کشید به وضوح از رفتار ناروتو خیلی خسته شده بود و میخواست سریع تمومش کنه . پس با تیک گفت
_خب بعدی تصویر بدل های سایه ای است
در همین حین یک تن از دانش اموزان با شیطنت گفت
_یعنی ناروتو هنگ نو جوتسو را قبول شد ؟
و با این حرف که در کلاس تنین انداز شد حتی میزوکی کنار ایروکا هم تک خنده ای زد
ایروکا که دندان هایش را از عصبانیت بهم میمالید و با تمام وجودش میخواست سریع تمومش کنه گفت
_زود باش ناروتو
نیشخند ناروتو گشاد تر شد و حارم نو جوتسو را لجرا کرد و به یک زن (خودتون میدونید) تبدیل شد و هم ایروکا و هم میزوکی با خون دماغ پخش زمین شدند
ایروکا درحالی که از خجالت سرخ شده بود بلند شد
رگ های پیشانی اش از واضح بود که نشان میداد چقدر عصبانی است . وی تقریبا داد زد
_ناروتو تو ردی
نیشخند ناروتو گشاد تر شد و خیلی بیخیال گفت
_به یه ورم
سپس با اشتیاق بیرون رفت
#ناروتو
#اوزوماکی
#ایروکا
دیدگاه ها (۱)

سناریو اوبیکاکا

کسوف

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت ۲که یهو شروع کرد به...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

چندپارتی جونگ کوک

p5

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

داداشم از آشپزخونه صدام زد:_جینااا!+جان؟_بیا اینجا!رفتم سمتش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط