سناریو هنتای از ران هایتانی

سناریو هنتای از ران هایتانی
درخواستی خوشگلام
نبینم گزارش بدی شیطون...😆🙊

شروععععع

تو فکر کردی ران قرار نیست بیاد خونه و مثل همیشه بره پیش داداشش و رفتی حموم و ی تیشرت پوشیدی که حکم پیراهن بلند هم داشت برات و سوتین نپوشیده بودی و نوک سینه هات معلوم بود...داشتی فیلم ترسناک می‌دیدی که از ترس نوک سینه هات سفت شد و معلوم شد خیلی...همون لحضه از شانس خوبت ران اومد داخل و این صحنه رو دید...تو هم از خجالت سرخ شدی
تو:ر...ران!!(سریع سینه هاتو میپوشونی)
ران با دیدن صحنه از اون خنده ترسناک و آروم و جذابا میکنه و نزدیکت میشه
ران:آخ بیبی...خودتو برای ددی‌ت آماده کردی؟
تو سرخ میشی
تو:ران چی میگی!؟
چون باز اولت بود خیلی خجالتی شدی(مگه میشه دوست دختر ران باشی و تا حالا....ای باوا🥲)
خلاصه ران اومد نزدیک و بوست کرد و سینه هاتو توی دستاش گرفت و بعد لباست رو پاره کرد(چرا اینقدر وحشی برادرم___😔)
و تورو براید استایل بغل کرد و بردت اتاق....داشت بوست میکرد که تو دستت رو از سینه اش سر دادی به کمر بندش و کمر بندش رو باز کردی و دکشو براش ساک زدی و اونم ناله مردونه کرد و موهات رو گرفت و دیکشو تا آخر تو دهنت کرد...وقتی دید دهنت پر شده دیگت بس کرد و مجبورن کرد بخوری...وقتی خوردی اون هم شلوارت رو پایین کشید و رفت سمت عضوت و عضوت رو اول مالش داد
ران:اوممم...بیبی...خیلی خیسی که
میخنده و لیس میزنه عضوت رو و بعدش هم دیکشو آروم نزدیک عضوت میکنه و یهو محکم واردت میکنه که جیغت درمیاد
تو:رااانننن!!!
ران:بگو ددی تا آروم کنم ریتم رو
تو:ددی...لطفا
ران هم ریتم رو آروم تر میکنه...بعد اینکه کلی ارضا شدید رفتید حموم...توی حموم هم سه بار ارضا شدی(بابا ران،،برادر ا/ت پاره شد___😐)
و بلی اینطوری ی روز رفتی پیش ران و با دمپایی کلی کتکش زدی و آخرش بهش گفتی حامله ای و اومد و پیش خانوادت و خواستگاری کرد و ی دختر گوگولی بدنیا اومد...که بازم ران ولت نمی‌کرد و هر وقت دخترتون خونه نبود...تورو میکرد(دلم واست میسوزه..آخی)😭🥹

و بلیییی...پایاننننننننن
امیدوارم خوشتون اومده باشــــــــــــــه😘😍
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی از ران هایتانی🥴😈این رو هم بگم هنتای داره..پس اگه جن...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

پارت ۳

سناریو توکیو ریونجرز

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

#تکپارت سونگمین#اسماتوقتی تحریک میشه تو امروز توی خونه بودی ...

سناریو بلولاک وقتی  مو های بلندمونو کوتاه میکنیم چه ریکشنی د...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط