اسمش را هیچکس نمیداند. چریک های کرد او را در کوههای «ش
اسمش را هیچکس نمیداند. چریک های کرد او را در کوههای «شنگال» یافتهاند؛ تکوتنها. این اما تنها برشی از این تراژدی است. او در این آفتاب سوزان، بیناییاش را از دست داده و دیگر نمیبیند؛ نهادهای مدعی جهانی هم او را نمیبینند تا بار مسئولیت ما فزونی یابد؛ مثل تنفرمان از کشتاری که بیخ گوشمان در جریان است.
تاریخ را که زیر و رو کنیم، از اعصار دور تا به امروز، به ندرت میتوان کشتار زنان و کودکان را در سابقه جنگ ها، حتی خونین ترین نمونه های آنها سراغ گرفت اما گویی وحشی های تکفیری قصد دارند برگ جدیدی در تاریخ از خود به یادگار بگذارند.
به گزارش «تابناک»، اگر از ابتدای درگیری های شکل گرفته در سوریه، واکنش های رسمی مقامات کشورمان در کنار تصویری که از اوضاع منطقه درگیری ها در رسانههای کشورمان بازتاب مییافت، موجب شده بود که تصویری متفاوت از سوریه در ذهن جامعه ایرانی نقش ببندد، حالا خونخواران داعشی کاری کردهاند که نه تنها هیج نشانهای از آن تصویر باقی نمانده، بلکه بسیاری از باورهای آن روز، واژگونه به نظر میرسد.
حالا سوریه با تمامی مشکلاتی که داشته و دارد، جذابیتش را برای مخاطب ایرانی از دست داده و جای همه ابهامات آن روز -که انتقادات بسیاری متوجه عملکرد مسئولان کشورمان یا رسانههای داخلی میکرد- را سوالات بیشماری گرفته که از اخبار جنایات تکفیریهای خارج شده ازسوریه نشات میگیرند؛ آنهایی که هدف خود را برپایی حکومت میخوانند اما جز خونریزی و ویرانی و روشن کردن چشم خونخواران تاریخ، نقش دیگری از خود نشان ندادهاند.
شاید روزهای ابتدایی مخابره تصاویر و فیلم های کشتار سبوعانه این گروه در عراق، زمانی که پیشروی این سنگ دلان سرعت داشت، دل خیلیهایمان از حماقت بشر دو پا گرفت، بغض کردیم، اشک ریختیم، یا شاید به حال تهوع گرفتار آمده و حتی نگرانی وجودمان را فرا گرفت اما حالا که چندین و چند ماه از آن روزها گذشته، اینقدر داعشی ها بیشتر منویات خود را بروز دادهاند که باز نیازمند تجدید نظر در باورهایمان درباره ایشان شویم.
بدین ترتیب اگر تصورمان بعد از ورود این ماشین جنگی از سوریه به عراق، به روز شد و از گروه های مخالف دولت اسد به گروهی بی رحم و کوردل رسیدیم، اکنون که از کشتار زنان و کودکان به وحشیانه ترین شکل ممکن به دست ایشان آگاه شده و اخبار جنایات ایشان در مناطق شمال غرب عراق و در حق ایزدی ها را میشنویم و میخوانیم، به نظر میرسد که باید دنبال واژه جدیدی برای توصیف این خونخواران بگردیم چراکه ایشان توانستهاند روی همه خونخواران و ظالمان تاریخ را سفید کنند.
ماشین کشتاری که حتی گاه ماشه آن بروی خودی ها هم چکیده میشد، تا آنجا ارتقا یافته که میتواند به شکلی کاملا سازماندهی شده و هدفمند، قتل و کشتار کودکان را هم در دستور کار قرار داده و از آن برای فتح در جنگ بهره بگیرد و اشتباه است که این تحول ایشان را ندید گرفته و همچنان آنها را محدود به قاتلانی بدانیم که گرد هم آمده اند؛ گویی آنها برای ذبح انسانیت برنامه دارند و سکوت جهانیان، بهترین یار و یاورشان در این مسیر است.
گویی اعضای این گروهک تکفیری دریافتهاند که کشتارهای وحشیانه، آتش گشودن روی خودروهای عبوری و مردم بی دفاع و جنایات نفرت بار دیگر و انتشار تصاویر و فیلم های این رویدادهای ضد انسانی دیگر کارکرد خود را از دست داده و جز افزودن بر نفرت کسانی که از ایشان میشنوند، کمکی به ایشان نمیکند که اینچنین سبوعانه به سوی همه آتش میگشایند، وگرنه کیست که نداند در کشتار زنان و کودکان و زنده به گور کردن ایشان، به قدری سر سوزنی افتخار نمیتوان یافت!
گویی دریافتهاند که تاریخ انقضای پیامهایی که برای ترس آفرینی مخابره میکردند، گذشته که اسلحه خود را رو به کودکان هم نشانه میروند، وگرنه به نیکی میدانند که اگر اسرائیلی ها سمبل نفرت در جهان شدهاند، به این دلیل است که از کودک کشی هم ابایی ندارند؛ و چه جالب است که این مدعیان تشکیل حکومت اسلامی، راهشان را به سمت اسرائیل کج نمیکنند و به جای مقابله با صهیونیست های غاصب، ترجیح داده اند به زشت ترین شکل ممکن زنان و کودکان کرد را در مسیر فتح شهرها و روستاهای ایشان بکشند و ننگی ابدی برای خود بخرند.
تکفیری ها در نفرت آفرینی به سرعت پیش میروند و به جهانیانی که سکوت کردهاند، اوج حقارت انسان را نشان داده و نهادهای جهانی را بی کاربرد نشان میدهند. اینجاست که میبایست چشممان بازتر از همیشه باشد و هم تکفیری ها را بهتر ببینیم و هم آنهایی را که باید ببینند و چشم شان را بسته اند؛ چشم شان را روی همه چیز بسته اند؛ حتی نفرتی که در ما انباشته میشود.
تاریخ را که زیر و رو کنیم، از اعصار دور تا به امروز، به ندرت میتوان کشتار زنان و کودکان را در سابقه جنگ ها، حتی خونین ترین نمونه های آنها سراغ گرفت اما گویی وحشی های تکفیری قصد دارند برگ جدیدی در تاریخ از خود به یادگار بگذارند.
به گزارش «تابناک»، اگر از ابتدای درگیری های شکل گرفته در سوریه، واکنش های رسمی مقامات کشورمان در کنار تصویری که از اوضاع منطقه درگیری ها در رسانههای کشورمان بازتاب مییافت، موجب شده بود که تصویری متفاوت از سوریه در ذهن جامعه ایرانی نقش ببندد، حالا خونخواران داعشی کاری کردهاند که نه تنها هیج نشانهای از آن تصویر باقی نمانده، بلکه بسیاری از باورهای آن روز، واژگونه به نظر میرسد.
حالا سوریه با تمامی مشکلاتی که داشته و دارد، جذابیتش را برای مخاطب ایرانی از دست داده و جای همه ابهامات آن روز -که انتقادات بسیاری متوجه عملکرد مسئولان کشورمان یا رسانههای داخلی میکرد- را سوالات بیشماری گرفته که از اخبار جنایات تکفیریهای خارج شده ازسوریه نشات میگیرند؛ آنهایی که هدف خود را برپایی حکومت میخوانند اما جز خونریزی و ویرانی و روشن کردن چشم خونخواران تاریخ، نقش دیگری از خود نشان ندادهاند.
شاید روزهای ابتدایی مخابره تصاویر و فیلم های کشتار سبوعانه این گروه در عراق، زمانی که پیشروی این سنگ دلان سرعت داشت، دل خیلیهایمان از حماقت بشر دو پا گرفت، بغض کردیم، اشک ریختیم، یا شاید به حال تهوع گرفتار آمده و حتی نگرانی وجودمان را فرا گرفت اما حالا که چندین و چند ماه از آن روزها گذشته، اینقدر داعشی ها بیشتر منویات خود را بروز دادهاند که باز نیازمند تجدید نظر در باورهایمان درباره ایشان شویم.
بدین ترتیب اگر تصورمان بعد از ورود این ماشین جنگی از سوریه به عراق، به روز شد و از گروه های مخالف دولت اسد به گروهی بی رحم و کوردل رسیدیم، اکنون که از کشتار زنان و کودکان به وحشیانه ترین شکل ممکن به دست ایشان آگاه شده و اخبار جنایات ایشان در مناطق شمال غرب عراق و در حق ایزدی ها را میشنویم و میخوانیم، به نظر میرسد که باید دنبال واژه جدیدی برای توصیف این خونخواران بگردیم چراکه ایشان توانستهاند روی همه خونخواران و ظالمان تاریخ را سفید کنند.
ماشین کشتاری که حتی گاه ماشه آن بروی خودی ها هم چکیده میشد، تا آنجا ارتقا یافته که میتواند به شکلی کاملا سازماندهی شده و هدفمند، قتل و کشتار کودکان را هم در دستور کار قرار داده و از آن برای فتح در جنگ بهره بگیرد و اشتباه است که این تحول ایشان را ندید گرفته و همچنان آنها را محدود به قاتلانی بدانیم که گرد هم آمده اند؛ گویی آنها برای ذبح انسانیت برنامه دارند و سکوت جهانیان، بهترین یار و یاورشان در این مسیر است.
گویی اعضای این گروهک تکفیری دریافتهاند که کشتارهای وحشیانه، آتش گشودن روی خودروهای عبوری و مردم بی دفاع و جنایات نفرت بار دیگر و انتشار تصاویر و فیلم های این رویدادهای ضد انسانی دیگر کارکرد خود را از دست داده و جز افزودن بر نفرت کسانی که از ایشان میشنوند، کمکی به ایشان نمیکند که اینچنین سبوعانه به سوی همه آتش میگشایند، وگرنه کیست که نداند در کشتار زنان و کودکان و زنده به گور کردن ایشان، به قدری سر سوزنی افتخار نمیتوان یافت!
گویی دریافتهاند که تاریخ انقضای پیامهایی که برای ترس آفرینی مخابره میکردند، گذشته که اسلحه خود را رو به کودکان هم نشانه میروند، وگرنه به نیکی میدانند که اگر اسرائیلی ها سمبل نفرت در جهان شدهاند، به این دلیل است که از کودک کشی هم ابایی ندارند؛ و چه جالب است که این مدعیان تشکیل حکومت اسلامی، راهشان را به سمت اسرائیل کج نمیکنند و به جای مقابله با صهیونیست های غاصب، ترجیح داده اند به زشت ترین شکل ممکن زنان و کودکان کرد را در مسیر فتح شهرها و روستاهای ایشان بکشند و ننگی ابدی برای خود بخرند.
تکفیری ها در نفرت آفرینی به سرعت پیش میروند و به جهانیانی که سکوت کردهاند، اوج حقارت انسان را نشان داده و نهادهای جهانی را بی کاربرد نشان میدهند. اینجاست که میبایست چشممان بازتر از همیشه باشد و هم تکفیری ها را بهتر ببینیم و هم آنهایی را که باید ببینند و چشم شان را بسته اند؛ چشم شان را روی همه چیز بسته اند؛ حتی نفرتی که در ما انباشته میشود.
- ۱.۵k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط