در بندر آبی چشم ‌های تو

در بندر آبی چشم ‌های تو

در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند

دردفتر چشم‌ های رازدار تو

چه کسی هزاران ترانه نهفته دارد؟

در بندر آبی چشم ‌های تو

شبیه کودکی بر صخره ‌ها می‌دوم

بوی دریا را استشمام می‌کنم

و خسته همچون گنجشکی باز می ‌گردم

در بندر آبی چشم‌ های تو

رویای دریا و دریاها را می ‌بینم

و میلیون‌ ها ماه و مروارید

و زنبق را صید می ‌کنم ....
دیدگاه ها (۶)

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

پارت دوازدهم ویو ات +۰ دلم میخواد با مشت بکوبم توی صورتش جذا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

dark life = 38

Dark heart

P19وسط راه بود م یکه یهویک دست آمد و من را گرفت دامیال:چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط